( 1 )
دستور رسول خدا دربارهء تجهيز لشگر اسامة :
عروة بن زبير و ديگران روايت كردهاند كه چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله متوجه شد مردم از رفتن بدنبال لشگر اسامة كندى ميكنند و دربارهء امارت او بر لشگر اسلام حرف ميزنند و ميگويند : جوان نورسى را بر مهاجر و انصار امير ساخته با همان بيمارى كه داشت سر خود را بسته و به مسجد آمد و بر فراز منبر قرار گرفته پس از حمد و ثناى الهى فرمود :
هامش
[ ( - ) ] عبدان و ابن شاهين او را در زمرهء صحابة ذكر كردهاند - و سپس حديثى از او نقل كرده و بدنبال آن گويد : مسلما ايوب بن بشيرى كه زهرى از او حديث نقل مىكند جزء صحابه نبوده و در پايان بطور كلى در وجود چنين نامى در زمرهء صحابه رسول خدا « ص » ترديد مىكند و همچنين در تهذيب التهذيب پس از ذكر ايوب بن بشير انصارى ترديد مىكند كه او جزء صحابه باشد سپس كلام ابن حيان را نقل كرده كه ايوب بن بشير در سال 119 در سن 75 سالگى مرد و اين دليل بر آن است كه او رسول خدا ( ص ) را درك نكرده است . . .
و بدنبال آن گويد : ممكن است نام مزبور براى ابن حيان مشتبه شده باشد ، و بالاخره دليلى ذكر نمىكند و با اين ترتيب از نظر علماى سنت نيز اين حديث يك حديث مرسلى بيش نيست .
و ثانيا - اين حديث مخالف با احاديث بسيارى است كه از طرق مختلف از ابن عباس و زيد بن ارقم و متجاوز از بيست نفر ديگر از صحابهء رسول خدا « ص » روايت شده كه عين اين مطلب را دربارهء على بن ابى طالب عليه السلام از رسول خدا ( ص ) نقل كردهاند از آن جمله حديثى است كه احمد بن حنبل در مسند ( ج 4 صفحه 269 ) باسناد خود از زيد بن ارقم روايت كرده گفت :
چند تن از اصحاب رسول خدا « ص » درهائى از خانههاى خود به مسجد باز كرده بودند پس روزى رسول خدا « ص » فرمود : جز در خانهء على ما بقى درها را ببنديد ، برخى در اين باره سخن گفتند ( و بر اين كار رسول خدا « ص » خورده گيرى كردند ) رسول خدا ( ص ) ( كه سخن آنها را شنيد ) در مسجد به پا خاسته پس از حمد و ثناى الهى فرمود : من مأمور شدم كه جز در خانه على همهء درها را ببندم ، و به خدا سوگند من از پيش خود چيزى را نبستم و چيزى را باز نكردم بلكه به من دستور رسيد و من از آن دستور پيروى كردم .