تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
( 1 ) اطاعت نمىكند ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اين شمشير مرا بگير و برو ( تا نشانه‌اى از دستور من باشد ) و سپس شمشير خود را بعلى داد ، على بن ابى طالب گفت : يا رسول اللّه مركبى ندارم كه سوار شوم ؟ افراد مزبور مركب ثعلبة بن عمرو را ( كه جزء همراهان رفاعة بود ) و نام آن مركب « مكحال » بود در اختيار على ( عليه السلام ) گذاردند و بدين ترتيب ( به قصد ديدار زيد بن حارثة و آزاد كردن اسيران و استرداد اموال جذام ) از مدينه خارج شدند . در خارج شهر مدينه فرستادهء زيد بن حارثة را ديدار كردند كه بر يكى از شتران أبى و بر كه نام آن شتر « شمر » بود سوار شده و به طرف مدينه ميرود همراهان رفاعه پيش رفته و او را از شتر به زير آوردند و شتر را گرفتند فرستادهء مزبور رو بعلى عليه السلام كرده گفت : اكنون تكليف من چيست ؟ على به او فرمود : مال آنها بوده و آن را شناخته و از تو گرفتند ، سپس هم چنان بيامدند تا در جائى بنام « فيفاء فحلتين » بزيد بن حارثة و لشگريانش رسيدند ، و ( بدستور على بن ابى طالب ) هر چه گرفته بودند همه را پس دادند و پس از آن ابو جعال در اين باره اشعارى نيز گفت [ ( 1 ) ] . 22 - سريهء زيد بن حارثه در « طرف » از نواحى نخل در سر راه عراق .

23 - سريهء زيد بن حارثة در وادى القرى

كه در آنجا با بنى فزارة برخورد كرد و جنگى ميان آنها واقع شد كه گروهى از همراهان زيد كشته شدند و خود زيد بن حارثة نيز زخمى شد و او را از ميان زخميها نجات دادند ، و از جمله كسانى كه در آن معركه كشته شد ورد بن عمرو بن مداش بود كه مردى از بنى بدر او را بقتل رسانيد . زيد بن حارثة چون بمدينه آمد سوگند ياد كرد كه با زنان نزديك نشود تا بجنگ بنى فزارة برود ، و چون زخمش التيام يافت مجددا از جانب رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مأمور جنگ با بنى فزارة شد و با لشگرى بدان سو حركت كرد و در وادى القرى به آنان رسيد و گروهى از آنها را كشته و از آن جمله مسعدة بن حكمة يكى از
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 616 .