( 1 ) 17 - سريه محمّد بن مسلمة - از طائفه بنى حارثة - در « قرطاء هوازن » .
18 - سريه بشير بن سعد و جنگ - او با بنى مرة در فدك .
19 - سريه بشير بن سعد در يكى از نواحى خيبر .
20 - سريه زيد بن حارثة در « جموم » از اراضى بنى سليم .
21 - سريه زيد بن حارثة
در « جذام » از اراضى خشين - يا حسمى - و سبب اين سريه چنانچه برخى از اهل جذام گفتهاند اين بود كه هنگامى كه رفاعة بن زيد جذامى نامه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را براى قبيله جذام برد و آنها را باسلام دعوت كرد و آنها دين اسلام را پذيرفتند طولى نكشيد كه دحية بن خليفه كلبى كه از نزد قيصر روم باز ميگشت و با او اموالى بود عبورش بدان اراضى افتاد و در جائى بنام « شنار » مورد حمله دو نفر از قبيله ضليع - كه تيرهء از جذام بودند - قرار گرفت و اين دو نفر يكى هنيد بن عوص و ديگرى پسرش عوص بن هنيد بودند ، آن دو اموالى را كه همراه دحية بن خليفه بود گرفتند و او را دست خالى روانه مدينه كردند .
چون اين خبر به گوش افراد ضبيب كه تازه بدست رفاعة بن زيد مسلمان شده بودند رسيد بتعقيب هنيد و پسرش رفته و چون بدانها رسيدند پس از جنگى كه ميان آنها واقع شد اموال را از آنها پس گرفته بدحية باز گرداندند . دحية اموال را گرفته بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد و جريان را بآنحضرت گزارش داد و از او خواست براى تنبيه هنيد و پسرش اقدامى بفرمايد .
اين جريان سبب شد كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله زيد بن حارثة را مأمور جنگ با قبيلهء جذام كند و او را با جمعى بدان سو بفرستد ، زيد بن حارثة با لشگر خود از ناحيه « اولاج » بيامدند و بر قبيله « ماقص » حمله بردند و هنيد و پسرش و دو نفر ديگر از بنى احنف يا بنى الخصيب را كشته اموالى از آنها بغنيمت گرفته و افرادى را نيز باسارت بردند .
لشگر زيد بن حارثة بفيفاء مدان رسيده بود كه چند نفر از قبيلهء بنى ضبيب - قبيله زيد بن رفاعة - كه از آن جمله حسان بن ملة و أنيف بن ملة و ابو زيد