( 1 ) افراد بنى بدر بود كه بدست قيس بن مسحر كشته شد ، و ( پسرش ) عبد اللّه بن مسعدة نيز با دو زن كه يكى فاطمه دختر ربيعة بدر مكنى به ام قرفه و ديگرى دخترش بود اسير شدند ، و در راه كه ميآمدند زيد بن حارثه بقيس بن مسحر دستور داد تا ام قرفة را نيز كشت و دخترش را با عبد اللّه بن مسعدة بمدينه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آوردند .
و آن دختر را سلمة بن عمرو بن اكوع دستگير كرده بود و مادرش ام قرفة از زنان محترم عرب بود كه شخصيت آن زن در ميان عرب ضرب المثل بود و مىگفتند :
« لو كنت أعزّ من ام قرفة ما زدت » [ ( 1 ) ] و از اين رو اين دختر هم از خانواده شريف و بزرگى بود و بدين جهت سلمة از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خواست تا آن دختر را به او بدهد و حضرت نيز پذيرفت و سلمه نيز او را بدائى خود حزن بن أبى وهب بخشيد و عبد الرحمن بن حزن از همين زن به دنيا آمد .
و قيس بن مسحر دربارهء قتل مسعدة اشعارى نيز گفت [ ( 2 ) ] .
24 - سريه عبد اللّه بن رواحه در خيبر
در دو بار كه در يكى از آنها يسير بن رزام - يا رازم - كشته شد .
و جريان از اين قرار بود كه يسير بن رزام ( كه از دشمنان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود ) در خيبر قبيله غطفان را بر ضد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تجهيز مىكرد ( و قصد حمله بمدينه را داشت ) پيغمبر اسلام عبد اللّه بن رواحة را با گروهى از اصحاب كه از آن جمله عبد اللّه بن انيس بود بسوى او فرستاد ، و چون بخيبر آمدند با يسير بن رزام بمذاكره پرداختند و او را باسلام و رفتن بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تشويق كرده به دو گفتند : اگر تو بنزد آن حضرت به روى و بر او در آئى تو را بامارت منصوب كرده مقدمت را گرامى خواهد داشت ، و چندان در اين باره با او سخن گفتند كه حاضر شد با چند تن از يهوديان خيبر بمدينه و نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برود . و چون به راه افتادند
هامش
[ ( 1 ) ] يعنى اگر عزيزتر از ام قرفة هم باشى بيش از اين نخواهى بود .
[ ( 2 ) ] سيرة ج 2 : 618 .