( 1 ) الهى فرمود :
« اى مردم سخن مرا بشنويد زيرا من نميدانم شايد پس از اين ديگر در چنين جائى شما را براى هميشه ديدار نكنم . اى مردم خونها و اموال شما بر يك ديگر حرام است تا آنگاه كه پروردگارتان را ملاقات كنيد مانند حرمت اين روز و حرمت اين شهر ، و شما به زودى پروردگارتان را ملاقات كنيد و از اعمال شما پرسش كند و من ابلاغ كردم .
« پس هر كس امانتى در نزدش هست به صاحبش باز گرداند ، و هر ربائى باطل است ولى سرمايههاى شما از آن شما است كه نه ستم كنيد و نه ستم ببينيد خداوند چنين حكم كرده كه ربائى نباشد و رباى عباس بن عبد المطلب نيز تمامش بى اعتبار و باطل است .
« و هر خونى كه در زمان جاهليت ريخته شده هدر و ملغى است ، و نخستين خونى را كه هدر ميكنم خون ( عامر ) پسر ربيعة بن حارث بن عبد المطلب است كه در بنى ليث شير خورد و هذيل او را كشتند پس آن نخستين خونى است كه از زمان جاهليت ذكر ميكنم .
« اى مردم همانا شيطان از اينكه در سرزمين شما پرستش شود براى هميشه مأيوس شد ولى راضى است كه در غير از اين از اعمالى كه حقير و كوچك مىشماريد اطاعت شود ، پس از او دربارهء دينتان حذر كنيد .
« اى مردم « نسىء » [ ( 1 ) ] تشديد در كفر است كه بوسيلهء كافران گمراه شوند كه يك سال آن را حلال ميكنند و يك سال آن را حرام ميكنند تا با عدهء ماههائى كه خداوند حرام كرده آن را برابر ( و مطابق ) كنند پس آنچه را خدا حرام كرده حلال كنند ، و آنچه را خدا حلال كرده حرام كنند .
« همانا زمان به همان ( وضع و ) هيئت خويش در آن روزى كه خدا آسمانها
هامش
[ ( 1 ) ] نسىء به معناى تأخير انداختن ماههاى ديگر است و براى توضيح بيشتر بپاورقى صفحهء 33 از جلد اول همين كتاب مراجعه كنيد .