( 1 ) بن بدر و قسمت ديگر را به قيس بن عاصم محوّل فرمود .
علاء بن حضرمى كه او را بر سرزمين بحرين امير ساخت .
و ديگر على بن ابى طالب عليه السلام بود كه به نجران فرستاد تا صدقات را جمع آورى كرده و جزيهء نصاراى آن شهر را مأخوذ داشته براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بياورد .
نامهء كه مسيلمه كذاب برسول خدا ( ص ) نوشت :
ابن اسحاق گويد : مسيلمهء كذاب نامهء ذيل را براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نوشت :
از مسيلمة رسول خدا بمحمد رسول خدا .
سلام بر تو ، اما بعد بدانكه من در كار نبوت با تو شريك گشتهام و نيمى از زمين مال من و تو است و نيم ديگر از آن قريش است ولى قريش مردمانى ستمكارند .
اين نامه را دو نفر از جانب مسيلمة بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آوردند و چون آن حضرت از ايشان پرسيد كه عقيدهء شما دربارهء مسيلمة چيست ؟ گفتند : عقيدهء ما همان است كه خود او در اين نامه نوشته است ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : به خدا سوگند اگر چنان نبود كه مرسوم نيست فرستادگان را بقتل برسانند هم اكنون گردنتان را ميزدم .
سپس در پاسخ مسيلمة مرقوم داشت :
« از محمّد رسول خدا بمسيلمهء كذاب سلام بر آن كس كه پيروى از هدايت كند اما بعد پس همانا زمين از آن خدا است و بهر كس از بندگانش بخواهد واگذار مىكند و سرانجام نيك از پرهيزكارانست » .
حجة الوداع
چون ماه ذى قعدة سال دهم هجرت رسيد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مهياى انجام حج گرديد و بمردم نيز دستور داد براى حركت بهمراه او آماده شوند ، و در بيست و پنجم ماه ذى قعدة بسوى مكه حركت كرد ، و ابو دجانهء ساعدى يا سباع بن عرفطهء غفارى را در مدينه منصوب فرمود .