( 1 ) گفت : نه ، پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را در قربانى خود شريك ساخت و مانند آن حضرت تا هنگام فراغت از حج بر احرام خويش باقى ماند و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شتران قربانى را براى خود و على بن ابى طالب هر دو قربانى كرد .
شكايت از على بن ابى طالب و سخن رسول خدا ( ص ) دربارهء آن جناب :
هنگامى كه على بن ابى طالب از همراهان خود جدا شد و براى ديدار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جلوتر از آنها به مكه آمد مردى را بجاى خود بر آنها امير ساخت ، و آن مرد نيز پس از رفتن على بن ابى طالب حلههائى را كه از نجران آورده بودند ميان همراهان خود تقسيم كرد ، و چون به نزديكى مكه رسيدند على براى ديدار آنها از مكه بيرون آمد و مشاهده كرد كه حلهها را پوشيدهاند .
( از اين جريان بشدت ناراحت شده بآنمرد ) گفت : واى بر تو اين چه كارى بود كردى ؟
پاسخ داد : خواستم تا با پوشاندن اين حلهها بر ايشان آنها هنگام ورود به مكه لباس نو و زيبائى بر تن داشته باشند ، على عليه السلام گفت : آنها را پيش از آنكه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برويم از تنشان بيرون آر ، و بدين ترتيب على بن ابى طالب حله ها را از تن آنها بيرون آورده و در بارها گذارد .
اين جريان سبب شد كه لشگر از على بن ابى طالب برسول خدا صلى اللّه عليه و آله شكايت كنند .
ابن اسحاق از ابى سعيد خدرى حديث كند كه چون مردم شكايت على بن ابى طالب را برسول خدا صلى اللّه عليه و آله كردند آن حضرت در ميان ما برخاسته خطبهاى خواند و فرمود : اى مردم از على شكايت نكنيد كه او دربارهء خدا - يا فرمود : در راه خدا - سختتر از آن است كه كسى بتواند از او شكايت كند .
خطبه رسول خدا ( ص ) :
ابن اسحاق گويد : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله اعمال حج را انجام داد و مناسك را بمردم تعليم كرد و خطبه نيز ايراد كرد بدين شرح ، كه پس از حمد و ثناى