( 1 ) اى گروه مردم گفتار مرا بشنويد و آن را تعقل كنيد ، بدانيد كه هر مسلمانى برادر مسلمان است ، و مسلمانان همه با هم برادرند ، پس براى هيچكس مال برادرش حلال نيست جز آنچه از روى ميل و رضاى خود به او بدهد پس به يكديگر ستم نكنيد :
خدايا آيا ابلاغ كردم ؟
مردم گفتند : آرى ، پس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گفت : بار خدايا گواه باش .
و در حديث است كه ربيعة بن امية بن خلف سخنان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را ( تكرار ميكرد و با صداى بلند خود ) بمردم مىرساند ، و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به او ميفرمود : بگو اى مردم رسول خدا ميگويد : آيا ميدانيد اين ماه چه ماهى است ؟ آنان ميگفتند : ماه حرام است مىفرمود : به آنها بگو : خداوند خونها و اموال شما را مانند اين ماه حرام كرده تا پروردگارتان را ملاقات كنيد .
سپس فرمود : بگو : اى مردم هيچ ميدانيد اين سرزمين چه سرزمينى است ؟
هامش
[ ( ) ] « و أهل بيتى » ذكر شده ، و اينك براى نمونه بذكر چند حديث اكتفا مىشود :
مسلم در كتاب صحيح ( صفحهء 109 ج 4 ط مصطفى البابى الحلبى ) بسند خود از يزيد بن حيان حديث كرده كه گفت : من و حصين بن سبرة و عمرو بن مسلم بنزد زيد بن ارقم رفتيم حصين به او گفت : اى زيد تو زمانهاى نيكى را ديدهاى ، رسول خدا ( ص ) را درك كردهاى و از او حديث شنيده و با او در غزوات حاضر شده و پشت سرش نماز خواندهاى اكنون از آنچه از رسول خدا ( ص ) شنيدهاى حديثى براى ما بيان كن ، زيد به او گفت : اى برادر زاده به خدا در اثر پيرى و گذشت زمان برخى از آنچه از آن حضرت شنيدم فراموش كردهام . . .
بارى رسول خدا ( ص ) در ما بين مكه و مدينه در كنار آبى كه موسوم به « خم » بود براى ما خطبهاى خواند و در آن خطبه پس از حمد و ثناى الهى و موعظه و اندرز فرمود : اى مردم من هم بشرى هستم و نزديك است داعى پروردگار بسويم بيايد و من او را اجابت كنم ، و من دو چيز در ميان شما مىگذارم اولين آنها كتاب خدا است كه در آن هدايت و نور است آن را بگيريد و به آن چنگ زنيد . . . سپس فرمود : و اهل بيت من ، خدا را به ياد شما ميآورم درباره اهل بيتم خدا را به ياد شما ميآورم دربارهء اهل بيتم خدا را به ياد شما ميآورم دربارهء اهل بيتم . . . تا به آخر و مسلم چند حديث ديگر نيز دنبال اين حديث در همين باره نقل كرده .