تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
( 1 ) و مردم جواب گفتند : سرزمين حرام است ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : به آنها بگو رسول خدا ميگويد خداوند خونها و اموال شما را مانند حرمت اين سرزمين بر شما حرام كرده تا پروردگارتان را ديدار كنيد . سپس فرمود : بگو اى مردم رسول خدا ميگويد : هيچ ميدانيد امروز چه روزى است ؟ و آنان در پاسخ گفتند : روز حج اكبر است ، حضرت فرمود به آنها بگو : خداوند
هامش
[ ( ) ] و ترمذى در كتاب صحيح ( ج 13 ص 200 ط صاوى مصر ) بسند خود از زيد بن ارقم حديث كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : من در ميان شما چيزى را مىگذارم كه اگر بدان چنگ زنيد هرگز پس از من گمراه نشويد و يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است ، كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان تا زمين ، و عترتم اهل بيتم ، اين دو هرگز از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند پس بنگريد چگونه پس از من دربارهء آن دو رفتار مىكنيد و ترمذى دنبال اين حديث حديث ديگرى نيز نقل كرده . و حاكم نيشابورى در مستدرك ( ج 3 ص 109 ط حيدر آباد دكن ) بسند خود از زيد بن ارقم حديث كرده كه گفت : چون رسول خدا ( ص ) از حجة الوداع باز گشت و بغدير خم رسيد دستور داد زير درختهائى را پاك كنند سپس فرمود : گويا مرا خوانده‌اند و من اجابت كردم و من در ميان شما دو چيز سنگين مىگذارم كه يكى از آن دو بزرگتر از ديگرى است كتاب خدا و عترتم ، بنگريد پس از من چگونه با آن دو رفتار مىكنيد زيرا آن دو از هم جدا نمىشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند ، سپس فرمود : همانا خداى عز وجل فرمانرواى من و فرمانرواى هر مؤمنى است سپس دست على را گرفته فرمود : هر كه من فرمانرواى او هستم على فرمانرواى اوست . . . تا به آخر حديث و حاكم حديث ديگرى نيز مانند همين در ص 148 نقل كرده است . اين بود سه حديث كه ما براى نمونه ذكر كرديم ، و نظير اين سه حديث را حلبى در سيرة ج 3 ص 308 ( كه پس از اين نقل خواهيم كرد ) و دارمى در سنن ( ج 2 : 421 ط دمشق ) و طبرانى در معجم صغير ( ص 73 ط دهلى ) و نيز در معجم كبير ( ص 137 ط طهران ) و ابن اثير در اسد الغابة ( ج 2 : 12 ط مصر ) و سيوطى در در المنثور ( ج 2 ص 60 ط مصر ) و ابن حجر در صواعق محرقه ( ص 226 ط مصر ) و بغوى در معالم التنزيل ( ج 5 ص 101