( 1 )
مسيلمهء كذاب و اسود عنسى :
در زمان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دو تن بدروغ ادعاى نبوت كردند كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آن دو را « كذاب » ناميد يكى مسيلمة در سرزمين يمامة در ميان قبيلهء بنى حنيفة و ديگرى اسود بن كعب عنسى در شهر صنعاء بود .
و از ابى سعيد خدرى نقل شده كه گفت : رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بالاى منبر فرمود :
در خواب دو بازو بند طلائى را ببازوى خود ديدم و چون از آنها خوشم نيامد آنها را از بازويم بينداختم ديدم پريدند و من آن را به اين دو مرد كذاب يعنى آنكه در يمامة و آن ديگرى كه در يمن است تعبير كردم .
و در حديث ديگرى أبو هريرة حديث كرده كه گفت : شنيدم از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه فرمود : قيامت بر پا نشود تا سى نفر دجال بيايند كه همگى ادعاى نبوت كنند .
امراء و عمالى كه رسول خدا ( ص ) براى جمع آورى صدقات به اطراف فرستاد :
ابن اسحاق گويد : امرائى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به اطراف فرستاد بدين قرار بودند :
مهاجر بن ابى امية كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را بصنعاء فرستاد و در همان ايامى كه مهاجر در صنعاء بود أسود عنسى در آنجا مدعى نبوت شد .
زياد بن لبيد انصارى كه او را بحضر موت فرستاد و امارت آنجا و جمع آورى صدقات را به او واگذار كرد .
عدى بن حاتم كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را بر قبيلهء طى و بنى اسد امير ساخته و جمع آورى صدقات ايشان را به او واگذار كرد .
مالك بن نويرة كه او را عامل در جمع آورى صدقات بنى حنظلة فرمود .
و جمع آورى صدقات بنى سعد را به دو نفر واگذار كرد ، قسمتى را به زبرقان
هامش
[ ( ) ] نكرده ، و او كسى است كه اگر طالب معروفى بنزدش آيد به او عطا مىكند ولى دشمن را نيز با شمشير برنده ميراند .