تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
( 1 ) گرفتار شدند ناگوار نخواهد بود ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : ولى بدان كه آن پيش آمد براى قوم تو در اسلام جز خير و نيكى نيفزود . سپس رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را بر قبائل مراد و زبيد و مذحج امير كرده و خالد بن سعيد بن عاص را براى جمع زكوات بهمراه او فرستاد و تا روزى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رحلت فرمود خالد بن سعيد در آن بلاد با فروة بن مسيك بسر برد .

آمدن عمرو بن معديكرب با افرادى از بنى زبيد بنزد رسول خدا ( ص ) :

عمرو بن معديكرب ( شاعر و شجاع معروف عرب ) از قبيلهء بنى زبيد بود ( كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فروة بن مسيك را بر ايشان امير كرد ) او با گروهى از افراد قبيلهء مزبور براى ايمان برسول خدا صلى اللّه عليه و آله بمدينه آمد و اسلام اختيار كرد ، و قبل از آنكه بمدينه بيايد بقيس بن مكشوح مرادى ( رئيس قبيلهء مراد ) گفت : تو امروز بزرگ قوم و قبيلهء خود هستى ، و بما اطلاع داده‌اند كه مردى در حجاز پيدا شده و ادعاى نبوت كرده و نامش محمّد است اكنون بيا تا بنزد او برويم و از نزديك او را ببينيم و اگر براستى از جانب خدا آمده باشد كه تو مىتوانى اين مطلب را بفهمى و ما از او پيروى مىكنيم و اگر غير از اين باشد كه از وضع او اطلاعاتى كسب كرده‌ايم . قيس سخن او را نپذيرفت و حاضر نشد با او بمدينه برود ، عمرو بن معديكرب كه چنان ديد خود بمدينه آمد و برسول خدا صلى اللّه عليه و آله ايمان آورد و دين اسلام را اختيار كرد ، و چون اين خبر به گوش قيس بن مكشوح رسيد سخت ناراحت شده و او را تهديد كرد . عمرو بن معديكرب نيز اشعارى دربارهء او گفت [ ( 1 ) ] و اين جريان گذشت و عمرو بن معديكرب هم چنان در قبيلهء بنى زبيد زندگى ميكرد تا وقتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از دنيا رفت در آن وقت عمرو بن معديكرب از دين اسلام بيرون رفته و مرتد شد و دو شعر نيز پس از ارتداد خود گفت [ ( 2 ) ] .
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 584 . [ ( 2 ) ] سيرة ج 2 : 585 .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 364 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى