( 1 )
اسلام پادشاه حمير و نامه آنها برسول خدا ( ص ) :
هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از تبوك باز گشت نامهء از طرف پادشاهان حمير بوسيلهء شخصى بنام مالك بن مرة رهاوى كه او را بنزد آن حضرت فرستاده بودند رسيد و آن مرد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را از اسلام آنها مطلع ساخته نامهء آنها را تسليم كرد و ايشان عبارت بودند از : حارث بن عبد كلال ، و نعيم بن عبد كلال ، و نعمان قيل ذى رعين ، و معافر ، و همدان ، و زرعة ذى يزن ، كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جواب نامهء آنها را نوشت [ ( 1 ) ] و معاذ بن جبل را باتفاق عدهاى از مسلمانان بسوى ايشان فرستاد تا معالم دين و احكام اسلام را بايشان بياموزند و هنگامى كه ميخواست معاذ و همراهان را بدان سو بفرستد سفارشاتى به او كرد كه از آن جمله فرمود : كارها را بر مردم آسان گير و سخت مكن ، نويد دهنده باش و مردم را پراكنده مكن ، و تو بر مردمى از اهل كتاب وارد ميشوى كه از تو ميپرسند : كليد بهشت چيست ؟ تو در پاسخشان بگو : گواهى دادن باينكه معبودى جز خداى يگانه نيست و شريكى ندارد .
معاذ بيمن آمد و بدستوراتى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به او داده بود عمل كرد و روزى زنى از اهل يمن بنزد او آمده گفت : اى صحابى رسول خدا ! حق شوهر بر زن چيست ؟ معاذ گفت : زن قادر نيست كه حق شوهرش را ادا كند ، پس تا ميتوانى سعى كن تا هر چه ميتوانى حق او را ادا كنى ، زن گفت : به خدا سوگند اگر تو از اصحاب رسول خدا بودى مسلما حق شوهر را بر زن ميدانستى ، معاذ گفت : واى بر تو اگر بنزد شوهرت برگشتى و ديدى كه از دو سوراخ بينى او خون و چرك ميريزد و تو با دهان خود آنها را بمكى تا تمام شود هنوز حق شوهرت را ادا نكردهاى .
اسلام فروة بن عمرو :
فروة بن عمرو از طرف روميان بر شهر معان و اطراف آن حكومت ميكرد در همين سال او نيز مسلمان شده و استر سفيدى بعنوان هديه براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از تفصيل نامه به جلد دوم سيرة ص 589 مراجعه شود .