تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 355

مساهمون:

ص٣٥٥
( 1 ) بن قيس اين آيات را نازل فرمود : « خدا داند كه هر زنى چه بار دارد و در رحمها چه كم شود و چه زياد گردد . . . » تا آنجا كه فرمايد : « . . . و صاعقه‌ها را ميفرستد تا هر كه را خواهد دچار آن كند ولى باز هم آنها دربارهء خدا مجادله كنند و او سخت گير است » [ ( 1 ) ] . و چون اربد بن قيس با لبيد بن ربيعة از طرف مادر برادر بودند لبيد در مرگ او اشعارى گفت [ ( 2 ) ] .

فرستاده بنى سعد در محضر رسول خدا ( ص ) :

و از جمله قبيلهء بنى سعد بن بكر بودند كه مردى را بنام ضمام بن ثعلبة بعنوان نمايندگى بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرستادند . ضمام كه مردى چابك بود و موى انبوهى داشت و آن را به شكل دو گيسو بافته بود بمدينه آمد و شترش را بر در مسجد خوابانيد و در حالى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميان اصحاب نشسته بود وارد مسجد شد ، و همچنان بيامد تا در مقابل آن حضرت ايستاده پرسيد : كدام يك از شما پسر عبد المطلب است ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : فرزند عبد المطلب من هستم . پرسيد : آيا تو محمّد هستى ؟ فرمود : آرى . گفت : اى پسر عبد المطلب من پرسش مىكنم و در سؤال هم درشتى خواهم كرد مبادا در دل از من ناراحت شوى ! فرمود : نه هر چه ميخواهى بپرس كه من در دل از تو ناراحت نخواهم شد . گفت : من تو را بخداى خود و خداى آنان كه پيش از تو بودند و پس از تو آيند سوگند مىدهم آيا خداوند تو را بسوى ما فرستاده است ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : آرى .
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء رعد آيهء 8 - 13 . [ ( 2 ) ] سيرة ج 2 : 569 - 573 .