تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
( 1 ) خبر به گوش عمرو بن اهتم رسيد در هجاء و مذمت قيس اشعارى گفت [ ( 1 ) ] .

فرستادگان بنى عامر و توطئه عامر بن طفيل و اربد بن قيس براى كشتن رسول خدا ( ص ) :

و از جمله وفد بنى عامر بود كه عامر بن طفيل و اربد بن قيس و جبار بن سلمى كه از بزرگان و شياطين قبيله مزبور بودند بهمراه آنها بمدينه آمدند . و عامر بن طفيل كسى بود كه هنگامى كه قبيله‌اش به او گفتند : اى عامر مردم همه مسلمان شده‌اند تو هم مسلمان شو ، در پاسخشان گفت : به خدا من با خود عهد كرده‌ام كه پيش از آنكه از اين جهان بروم تمام عرب را پيرو خود سازم با اين حال چگونه از اين جوان قرشى مىتوانم پيروى كنم ؟ و از اين رو اين دشمن خدا به قصد اسلام بمدينه نيامده بود بلكه به قصد كشتن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدانجا آمد و در راه كه مىآمدند با أربد بن قيس قرار گذارده بود كه چون بنزد اين مرد رفتيم من سر او را بصحبت گرم مىكنم و تو با شمشير او را بقتل رسان ، و به همين منظور هنگامى كه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند عامر بن طفيل براى اينكه آن حضرت را سرگرم كند بسخن آمده گفت : يا محمّد با من خلوت كن ( يا مرا خليل و دوست خود گير ) ؟ حضرت فرمود : تا تو بخداى يگانه ايمان نياورى چنين كارى نخواهم كرد . عامر براى دومين بار سخن خود را تكرار كرد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را سرگرم كرد تا اربد كار خود را انجام دهد ولى ديد أربد هيچ اقدامى نمىكند ، براى بار سوم تقاضاى خود را تكرار كرد و همان جواب را از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله شنيد ، در اين هنگام كه ديد آن حضرت با درخواست او موافقت نميكند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را تهديد كرده گفت : به خدا سوگند اين شهر را بر ضد تو از سواره و پياده پر خواهم كرد ! اين سخن را گفت و از جا برخاست ، و چون عامر برفت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 567 .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 353 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى