تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
( 1 ) گفت : تو را بخداى خود و خداى گذشتگان و آيندگان سوگند مىدهم آيا خدا به تو دستور داده كه بما بگويى او را به تنهائى بپرستيم و شريكى براى او قرار ندهيم و از پرستش اين بتهائى كه پدران ما مىپرستيدند دست برداريم ؟ فرمود : آرى به خدا . گفت : تو را بخداى خود و خداى پيشينيان و آيندگان سوگند دهم آيا خدا به تو دستور داده كه ما نمازهاى پنجگانه را بجا آوريم ؟ فرمود : آرى . سپس يك يك فرائض را مانند زكات و روزه و حج و ساير شرائع را بر شمرد و پرسيد و براى هر يك رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را سوگند ميداد و از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پاسخ مثبت مىشنيد ، و چون پرسشهايش تمام شد پيش آمده گفت : گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست و گواهى دهم كه محمّد رسول خدا است ، و به زودى يك يك اين واجبات را بجا خواهم آورد و از آنچه نهى كرده‌اى اجتناب خواهم كرد و كم و زياد هم نخواهم كرد سپس برخاسته بر شترش سوار شد و راه بلاد خود را در پيش گرفته باز گشت . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : اگر صاحبان دو گيسو راست بگويد ببهشت خواهد رفت . ضمام بنزد قوم خود باز گشت و اولين حرفى كه زد اين بود كه گفت : مرگ بر لات و عزى ! قبيله‌اش به او گفتند : اى ضمام آرام باش و از برص و جذام و جنون بترس . گفت : واى بر شما به خدا آن دو سود و زيانى ندارند همانا خداوند پيامبرى فرستاده و بر او كتابى نازل كرد تا شما را از آنچه در آن هستيد نجات بخشد و من گواهى دهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد و محمّد بنده و رسول او است ، و من از نزد او آمده‌ام تا آنچه خدا به دو دستور داده و آنچه او نهى فرموده بشما ابلاغ كنم .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 356 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى