( 1 ) دعوت كرد و منذر اسلام را پذيرفت و از طرف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز بامارت بحرين منصوب شد و پس از رحلت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله قبل از آنكه مردم بحرين مرتد شوند از دنيا رفت .
فرستادگان بنى حنيفه كه مسيلمه كذاب نيز در ميان آنها بود :
و از جمله وفد بنى حنيفة بود كه مسيلمة بن حبيب را نيز با خود آورده بودند و چون وارد مدينه شدند در خانهء زنى از انصار از قبيلهء بنى نجار مسكن گرفتند .
ابن اسحاق گويد : مطابق نقل برخى از دانشمندان هنگامى كه بنو حنيفه مسيلمة را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آوردند بوسيلهء جامهء او را پوشانده بودند ، و در آن هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در ميان جمعى از اصحاب نشسته بود و در دستش شاخهء خرمائى بود كه سر آن برگهائى داشت ، و چون او را بنزد آن حضرت آوردند از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله درخواستى كرد و حضرت فرمود : اگر اين شاخه خرما را هم از من بخواهى به تو نخواهم داد .
ولى مردى از اهل يمامة نقل كند كه جريان اينطور نبوده و هنگامى كه وفد بنى حنيفة بمدينه آمدند او را نزد شتران خود ( در خارج مسجد ) گذاردند و خود بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند و پس از اينكه مسلمان شدند به حضرت گفتند : ما يكى از مردان خود را نيز براى حفظ اثاث و اموالمان پيش شتران خود بجاى گذاردهايم حضرت بهر چه آنها را مأمور ساخته بود دربارهء او نيز به همان نحو دستور داد و سپس بخاطر اينكه او حفاظت اموال رفقايش را به عهده گرفته بود فرمود : او بدتر از شما نيست ، و مقصود آن حضرت از اين كلام جز همين مطلب كه حفاظت اموال رفقايش باشد چيز ديگرى نبود .
ولى مسيلمة پس از مراجعت به يمامه مرتد شده و ادعاى نبوت كرد و مدعى شد كه با محمّد صلى اللّه عليه و آله در امر نبوت شريك است و بهمراهان خود ميگفت : مقصود او كه بشما گفت : او بدتر از شما نيست همين بود كه من با او در كار نبوت شريكم و سپس سخنانى مسجّع شبيه بآيات قرآنى براى آنها ميخواند و آنها را بدين خود