( 1 ) برگزيد كسى كه در نسب گرامىترين مردم و در گفتار راستگوترين آنها و در حسب برترين ايشان است ، و كتاب خود را بر او نازل فرمود و بر خلق خويش امينش كرد پس با اين ترتيب او برگزيدهء خدا در جهانيان است ، سپس مردم را بايمان به او دعوت كرد ، پس از ميان قوم و عشيرهاش مهاجرين كه در حسب گرامىترين مردم و در خلقت زيباترين ايشان و در كردار بهترين آنهايند به او ايمان آوردند ، و پس از آنها نخستين كسى كه دعوتش را اجابت كرد و سخن خدا را دربارهاش پذيرفت ما بوديم پس مائيم انصار ( و ياران ) خدا و كمك كاران رسول او كه با مردم مىجنگيم تا به خدا ايمان آورند ، پس هر كه به خدا و رسولش ايمان آورد خون و مالش محفوظ و هر كه كفر بورزد ما در راه خدا هميشه با او مىجنگيم و كشتن او بر ما آسان و سهل است ، و در خاتمه از خداى تعالى براى خود و مؤمنين و مؤمنات آمرزش ميخواهم و السلام عليكم .
در اين موقع زبرقان بن بدر برخاسته بوسيله اشعارى افتخارات بنى تميم را باز گفت كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدنبال حسان بن ثابت فرستاد و به او فرمود پاسخش را بگويد [ ( 1 ) ] و در پايان اقرع بن حابس رو بهمراهان خود كرده گفت : بجان پدرم سوگند توفيق با اين مرد همراه است زيرا خطيب او سخنورتر از خطيب ما و شاعرش زبر دستتر از شاعر ما است ، و حتى آواز آنها هم شيرينتر از آواز ما است ، و در اين هنگام افراد مزبور مسلمان شده و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز بهر يك جايزهء خوبى داد و در اين ميان عمرو بن اهتم كه سنش از ديگران كمتر بود و رفقايش او را پيش شترانشان گذارده بودند حاضر نبود ، قيس بن عاصم كه نسبت به او خشمگين بود برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرض كرد : يا رسول اللّه مردى از ما پيش شترانمان بجاى مانده و او جوانى نورس است . . . و بدنبال آن سخنانى در تحقير او گفت ، ولى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ( بسخنان تحقير آميز او توجهى نكرده ) سهم او را نيز مانند سايرين جدا كرد ، و چون اين
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از متن اشعار زبرقان و حسان بصفحات 563 - 566 ج 2 سيرة مراجعه شود .