( 1 ) پيمانى دارد آن پيمان تا پايان مدت محترم است .
على بن ابى طالب بر ناقهء عضباى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سوار شد و بسوى مكه حركت كرد و در راه بابو بكر رسيد ، چون ابو بكر على را ديد پرسيد : اميرى يا مأمور ؟
فرمود : مأمورم سپس بمكة رفتند و چون روز عيد شد على بن ابى طالب دستور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را در منى بمشركين ابلاغ كرد . و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چهار ماه بمردم مهلت داده بود كه بمنازل خويش باز گردند ، و پس از چهار ماه هيچ مشركى عهد و پيمانى نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ندارد مگر آنان كه پيش از آن پيمانى با آن حضرت داشتهاند كه پيمان آنها تا پايان مدت محترم است [ ( 1 ) ] .
سال نهم هجرت يا عام الوفود و نزول سوره فتح
پس از اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مكه را فتح كرد و از جنگ تبوك نيز فراغت جست و بدنبال آن هيئت اعزامى ثقيف بمدينه آمده اسلام اختيار كردند از جانب ساير قبائل عرب نيز هيئتهاى اعزامى از هر سو بمدينه رو آورد ، و به همين مناسبت آن سال را سال « وفود » ناميدند .
و اين بدان جهت بود كه اعراب تا به آن روز نگران كار قريش بودند تا ببينند سرانجام كار آنها با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بكجا مىانجامد زيرا قريش در ميان عرب مقام رهبرى و هدايت آنها را به عهده داشتند و اين بخاطر آن بود كه آنها اهل حرم خدا و فرزندان خالص اسماعيل بودند ، و بزرگان عرب همگى به اين مقام براى قريش
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا آياتى را كه دربارهء جهاد با مشركين و رد گفتار قريش كه خود را اهل حرم و ساقيان حاجيان و خلاصه برتر از ديگران مىدانستند و داستان حنين و آن چه دربارهء يهود و نصارى و نسىء و جريان تبوك و منافقين و غيره نازل شده نقل مىكند و در پارهء از موارد تفسير مختصرى هم از آنها مىكند .