تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 326

مساهمون:

ص٣٢٦
( 1 ) كداميك از شما نخواهم آمد تا خود را برسول خدا صلى اللّه عليه و آله برسانم ، اكنون شما براى من توشه راه تهيه كنيد ، آن دو زن نيز چنان كردند و ابو خثيمة شتر خود را آماده كرده سوار شد و بسوى تبوك به راه افتاد و در راه كه ميرفت به عمير بن وهب جمحى برخورد كه او نيز بدنبال رسول خدا ميرفت و هر دو با هم همسفر شدند و هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در تبوك فرود آمده بود بآنحضرت رسيدند . ابو خثيمة بعمير بن وهب گفت : از من گناهى سر زده خوب است تو قدرى عقب بيائى تا من جلوتر بنزد رسول خدا بروم ! عمير قبول كرد و ابو خثيمة خود را بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسانده و جريان را بآنحضرت عرض كرد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نيز او را پذيرفت و دربارهء او دعاى خير فرمود سپس ابو خثيمة در اين باره اشعارى نيز سرود [ ( 1 ) ] .

در منزل حجر [ ( 2 ) ] :

هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و لشگريان به حجر رسيدند در آنجا منزل كرده و مردم از آب آن چاه همراه خود برداشتند و چون از آنجا حركت كردند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : از اين آب نخوريد و وضوء هم از آن نگيريد و آردهائى را هم كه با آن خمير كرده‌ايد بشتران بدهيد ، و هيچيك از شما در اين شب تنها از جاى خود بيرون نرود . مردم بدستور آن حضرت عمل كردند جز دو نفر از بنى ساعدة كه اينها بدون رفيق از جاى خود بيرون رفتند ، يكى از آنها براى قضاى حاجت رفت و ديگرى بدنبال شتر گمشدهء خويش راه صحرا را در پيش گرفت . و اولى در راه كه ميرفت دچار خناق شد و دومى را باد از جا بلند كرده بكوههاى قبيله طىّ انداخت .
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 521 . [ ( 2 ) ] حجر - بكسر حاء و سكون جيم - نام سرزمينى است در وادى القرى ما بين مدينه و شام كه منزلگاه قوم ثمود بوده و چاهى كه از آن آب مىكشيده‌اند و همچنين خانه‌هاى آنها كه در كوه كنده بودند در آنجا موجود بوده .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 326 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى