تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 298

مساهمون:

ص٢٩٨
( 1 ) و من يقين كردم كه آنها فرشتگان آسمانى بودند و بدنبال آن دشمن رو بهزيمت نهاد . و زنى از مسلمانان نيز شعرى دربارهء هزيمت آنان گفت [ ( 1 ) ] . و از قبائلى كه در ميان ثقيف افراد زيادى از آنها كشته شد قبيلهء بنى مالك بود كه هفتاد نفرشان كشته شدند و از آن جمله عثمان بن عبد اللّه بود كه پس از اينكه ذو الخمار كه پرچم به دستش بود بقتل رسيد او پرچم را بدست گرفت و بدست مسلمانان از پاى در آمد [ ( 2 ) ] . و از قبيلهء احلاف فقط دو تن كشته شد يكى مردى از غيرة بنام وهب بود و ديگرى از بنى كبة و نامش جلاح بود كه چون خبر قتل او برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد فرمود : آقاى جوانهاى ثقيف كشته شد - جز ابن هنيدة - و ما بقى آنها حتى پرچمدارانشان فرار كردند ، زيرا پرچم احلاف در آن روز بدست قارب بن اسود بود كه وقتى ديد مردم رو بهزيمت گذاردند پرچم را بپاى درختى گذارد و با بنى اعمام و قوم و قبيله‌اش فرار كردند . عباس بن مرداس سلمى دربارهء فرار او اشعارى سروده است [ ( 3 ) ] .

قتل دريد بن صمة :

فراريان لشگر دشمن بسه دسته منقسم شدند دسته‌اى كه مالك بن عوف همراهشان بود بسوى طائف رفتند و دسته‌اى از آنها بوادى اوطاس رفته و در آنجا اردو زدند ، و دستهء ديگر متوجه « نخلة » شدند ، لشگريان اسلام اين دستهء اخير را كه بسوى نخلة رهسپار شده بود تعقيب كردند . در اين ميان جوانى بنام ربيعة بن رفيع بهودجى كه دريد بن صمة در آن بود رسيد و چون اطراف آن پوشيده بود ربيعة خيال كرد زنى در آن هودج است از اين رو
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 449 . [ ( 2 ) ] ابن هشام در اينجا داستان قتل غلامى نصرانى را كه در ثقيف بود و سخنى كه ميان مردى انصارى و مغيرة بن شعبة رد و بدل شد نقل مىكند ( سيرة ج 2 : 450 ) . [ ( 3 ) ] سيرة ج 2 : 451 .