( 1 ) آن صدا خود را به اطراف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ميرساندند و بدين ترتيب صد نفر جمع شدند و بشدت شروع بجنگ و دفاع از آن حضرت كردند ، اينها كه در آغاز بنام انصار شعار ميدادند و ميگفتند : « يا للانصار » و در آخر نام خزرج را ميبردند پايدارى سختى كردند ، در اين حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله روى ركاب ايستاد و نگاهى بميدان جنگ كرده فرمود : « الحال تنور جنگ گرم شد » [ ( 1 ) ] .
شجاعت على بن ابى طالب و مردى از انصار :
جابر بن عبد اللّه گويد : در ميان لشگر هوازن مرد شجاعى بود كه بر شترى سرخ مو سوار شده و پرچمى سياه رنگ بدست داشت و آن را بر سر نيزه بلندى كه در دست داشت زده بود ، اين مرد در پيشاپيش هوازن جنگ ميكرد و هر گاه كسى جلوى او ميرفت با آن نيزه بر او حمله ميكرد و چون بيك سو ميرفتند آن نيزه را بر سر دست بلند مىكرد تا هوازن بدنبال او بيايند .
اين مرد هم چنان به كار خود مشغول بود كه ناگاه على بن ابى طالب با مردى از انصار به قصد كشتن او پيش رفتند ، على عليه السلام از پشت حمله كرد و پاهاى شترش قطع كرد بطورى كه شتر مزبور از عقب به روى زمين نشست ، مرد انصارى نيز پيش آمد و شمشيرى بپاى آن مرد زد كه از وسط ساق پا قطع شد و پايش بيك سو پريد و همين جريان سبب شد كه برو در افتد ، ساير مسلمانان از پشت سر حمله سختى كردند و به خدا سوگند هنوز منهزمين مراجعت نكرده بودند كه گروهى از هوازن اسير گشته و آنها را دست بسته بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آوردند .
در آن حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به يك سو متوجه شد ابو سفيان بن حارث بن عبد المطلب را
هامش
[ ( 1 ) ] عبارت عربى كلام رسول خدا ( ص ) اين بود كه فرمود : « الان حمى الوطيس » و ترجمهء سادهء آن همان است كه در متن اختيار كرديم ، و برخى گفتهاند : وطيس نام سنگى است مدور كه چون داغ شود كسى تاب آن ندارد كه پا روى آن نهد و در اينجا معناى استعارهء آن مراد است ، و بهر حال مورخين گويند : رسول خدا ( ص ) نخستين كسى است كه اين كلام را فرمود و اين كلام براى بيان شدت جنگ بهترين استعارات است .