( 1 ) هوازن سرپرستى ما را به عهده گيرد . و حسان بن ثابت در اينجا دو شعر در هجاء كلدة سروده است [ ( 1 ) ] و از آن جمله شيبة بن عثمان بن ابى طلحة بود كه خود او نقل كند چون پدرم ( عثمان ) در جنگ احد كشته شده بود در آن وقت با خود گفتم : هم اكنون انتقام خون پدر را از محمّد مىگيرم و به همين قصد اطراف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله چرخى زدم ولى ناگهان چيزى جلوى من ظاهر شد كه دلم را فرا گرفت و ديدم جرئت اين كار را ندارم و دانستم كه بآنحضرت دسترسى نيست .
ابن اسحاق گويد : مردى از اهل مكه براى من نقل كرد كه هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از مكه بسوى حنين حركت كرد و كثرت سپاهيان اسلام را ديد گفت : اكنون ديگر ما بسبب كمى سپاه مغلوب نخواهيم شد و در حديث ديگرى است كه اين سخن را مردى از قبيله بنى بكر گفت [ ( 2 ) ] .
مراجعت منهزمين :
عباس بن عبد المطلب عموى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله مرد تنومندى بود كه صداى جهورى و بلندى داشت ، خود او كه راوى اين حديث است گويد : در آن حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بر استر سفيدى سوار بود و دهانهء آن بدست من بود همين كه آن حضرت مشاهده كرد مردم پا بفرار گذاشتهاند آنها را مخاطب ساخته فرمود : اى مردم بكجا ميرويد ؟ ولى مردم هم چنان در حال هزيمت بودند ، حضرت به من فرمود :
اى عباس صداى مردم بزن و بگو : اى گروه انصار ! اى بيعت كنندگان در زير درخت ! ( عباس بدستور آن حضرت آنان را صدا زد ) آنها پاسخ صدا را داده فرياد زدند : لبيك ! لبيك ! و بدنبال آن خود را از شتران به زير انداخته و بدون اينكه معطل بستن دست و پاى شتر شوند زره خود را به گردن آويخته شمشير و سپر بدست مىگرفتند و بدنبال
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 444 .
[ ( 2 ) ] و در روايت مفيد است كه ابو بكر اين سخن را گفت ( ارشاد مترجم ج 1 : 126 )