تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
( 1 ) رسيده بود پرداخت . عمرو بن زبير كه اين سخن را از ابو شريح شنيد به او گفت : اى پير مرد بدنبال كار خود برو كه ما بحرمت مكه از تو داناتريم ، براى شخصى كه خون مردم را ريخته باشد و از حكومت وقت اطاعت نكند ، و از پرداخت جزيه جلوگيرى كند شهر مكه حرمتى قائل نشده . ابو شريح گفت : من در آن روز ( پاى گفتار رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ) حاضر بودم و تو غايب بودى و آن حضرت بما دستور داد كه حاضرين بغائبين برسانند و من ( مطابق دستور ) سخن او را به اطلاع تو رساندم اكنون خود دانى . و در حديث ديگرى است كه نخستين مقتولى كه در روز فتح مكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى او خونبها داد جنيدب بن اكوع بود كه بدست بنى كعب كشته شد و آن حضرت صد شتر ديه او را پرداخت .

ترس انصار از توقف رسول خدا ( ص ) در مكه :

چون مكه بدست رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فتح شد و حضرت داخل آن شهر گرديد به بالاى كوه صفا رفت و مشغول دعا شد ، انصار كه اطراف آن حضرت حلقه زده بودند با هم شروع بصحبت كرده گفتند : نباشد كه حاليه كه خداوند مكه موطن اصلى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را براى او فتح كرده در همين شهر بماند و ديگر بمدينه باز نگردد . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه از دعا فارغ شد فرمود : چه گفتيد ؟ عرض كردند : چيزى نبود . حضرت اصرار كرد تا بالاخره آنچه با هم گفته بودند بعرض رساندند . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : خدا نكند ! زندگى من با شما و مرگم هم با شما خواهم بود .