تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
( 1 ) ناگاه يكى از افراد خزاعة بنام « خراش بن امية » پيش آمد و مردم را كنار زده با شمشير به او حمله كرده شكمش را دريد و او را بكشت . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه از جريان مطلع شد قبيله خزاعة را توبيخ كرده فرمود : دست از آدم كشى برداريد ، كه اگر نفعى داشته باشد كشتار بسيارى واقع شده همانا قتلى انجام داديد كه من بايد خونبهاى مقتول را بپردازم . و در حديثى وارد شده كه دربارهء خراش كه اين عمل را انجام داده بود فرمود : راستى كه خراش شخص آدم كشى است . و در حديث است كه ابو شريح خزاعى هنگام قتل عبد اللّه بن زبير در مكه ببرادرش عمرو بن زبير كه به قصد قتل عبد اللّه آمده بود گفت : ما در روز فتح مكه كه مردى از خزاعه يكى از هذيل را كشت نزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بوديم كه آن حضرت به پا خاسته فرمود : « اى مردم ! خدا از روزى كه آسمانها و زمين را آفريد مكه را حرم قرار داد و تا روز قيامت نيز حرم است و هر كس به خدا و روز جزا ايمان دارد براى او جايز نيست خونى در اين زمين بريزد و درختى در آن قطع كند . براى هيچكس پيش از من حلال نبود و براى احدى پس از من نيز حلال نيست و براى خود من هم جز در اين ساعت ( كشتار ) حلال نبود و آن هم بخاطر خشمى بود كه خدا بر اهل اين سرزمين كرد ، و از اين ساعت به بعد هم به همان حال حرمت پيشين باز گشت ، و اين حكم را حاضرين بغائبين برسانند ، و اگر كسى بشما گفت : ( پس چرا ) رسول خدا در آنجا كشتار كرد و در پاسخش بگوييد : خدا اين كار را براى او حلال كرده بود ولى براى شما حلال نيست . ( آنگاه فرمود : ) اى گروه خزاعه دست از كشتار برداريد كه اگر نفعى داشته باشد كشتار زياده شده ، اكنون كسى را كشتيد كه من بايد ديه‌اش را بپردازم ، و از اين پس اگر كسى را بكشند كسان مقتول مىتوانند بر طبق ميلشان قاتل را بكشند و يا ديه بگيرند و پس از اين جريان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ديهء آن مرد هذلى را كه بدست خزاعه بقتل
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 278 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى