( 1 ) و در كعبه را باز كرده وارد خانه شد ، در آنجا كبوترانى از چوب ديد كه آنها را بدست خود بشكست سپس در وسط در كعبه ايستاد و نگاهى بمردم مكه كه در مسجد اجتماع كرده بودند انداخت و گفت :
« معبودى جز خداى يگانه نيست كه شريكى ندارد ، وعدهء او راست است و بندهاش را يارى كرد ، و احزاب را به تنهائى منهزم ساخت . . .
آگاه باشيد كه تمام مفاخر ( عربى ) و خونها و اموالى ( كه در زمان جاهليت ميان شما بوده ) و نسبت بهم ادعا ميكنيد در زير پاى من قرار دارد ( و بدين وسيله آن موهومات و ادعاها را پايمال ميكنم ) مگر خدمتكارى خانهء كعبه و منصب سقايت حاجيان .
آگاه باشيد قتلى كه بخطاى شبيه بعمد اتفاق افتاده باشد مانند قتل بوسيلهء تازيانه يا عصا خونبهاى آن شديد مىشود يعنى صد شتر بايد بدهند كه چهل شتر از آنها بايد آبستن باشد . . .
اى گروه قريش همانا خداوند نخوت و تكبر زمان جاهليت و افتخار جستن بپدران را از ميان برد همه مردم از آدمند و آدم نيز از خاك آفريده شده . . .
سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
« اى مردم ما شما را از مرد و زن آفريديم و گروهها و قبيلههايتان كرديم تا همديگر را بشناسيد و ( بدانيد كه ) گرامىترين شما در پيش خدا پرهيزكارترين شما است . . .
آنگاه فرمود :
شما عقيده داريد كه من با شما چه رفتارى انجام مىدهم ؟
پاسخ دادند : ( ما جز نيكى گمان ديگرى دربارهات نداريم ) تو برادر كريم و برادرزادهء كريم ( و بزرگوار ) ما هستى . . .
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ( كه اين سخن عاجزانه و پوزشطلبانه آنها را شنيد ) فرمود :
برويد كه همهتان آزاديد .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 275
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص٢٧٥