( 1 ) « اى كسانى كه ايمان آوردهايد دشمن من و دشمن خودتان را ياران خود نگيريد كه طرح دوستى با آنها افكنيد . . . . » تا به آخر داستان ابراهيم عليه السلام [ ( 1 ) ] .
حركت بسوى مكه :
روز دهم ماه مبارك رمضان بود كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كلثوم بن حصين را در مدينه بجاى خود منصوب فرمود و در حالى كه خود او و ساير مسلمانان روزه داشتند بسوى مكه حركت كردند ، و در « كديد » كه ميان « عسفان » و « أمج » قرار دارد روزهء خود را افطار كردند .
عده سپاهيان آن حضرت ( كه از قبائل مختلف اطراف مدينه نيز گروه زيادى در ميان آنها بودند ) بده هزار نفر ميرسيد كه هفتصد نفر - يا بگفته برخى هزار نفر - آنها از قبيله سليم و هزار نفر نيز از قبيله مزينه در ميان آنها بود و خلاصه هر يك از قبائل اطراف در آن سپاه شركت كرده بودند و مهاجر و انصار مدينه نيز بطور عموم در آن سفر حاضر شده بودند و كسى از آنها نبود كه در آن سفر در مدينه توقف كرده باشد . رسول خدا صلى اللّه عليه و آله هم چنان تا « مر الظهران » [ ( 2 ) ] پيش رفت ، بدون آنكه قريش كوچكترين اطلاعى از حركت آن حضرت با آن سپاه بىشمار داشته باشند و ابو سفيان شبها كه ميشد بهمراهى حكيم بن حزام و بديل بن ورقاء از مكه بيرون مىآمدند و اطراف شهر ميگشتند تا اطلاعى از تصميم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله پيدا كنند ، ولى چيزى دستگيرشان نميشد .
هجرت عباس بن عبد المطلب :
هم چنان كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسوى مكه ميرفت ، عباس بن عبد المطلب ( عموى آن حضرت ) با خانوادهاش به قصد هجرت بسوى مدينه ميرفتند ، و در جحفة بآنحضرت برخورد ( و چنانچه گويند حضرت دستور داد زن و بچهاش را بمدينه بفرستد و خود بهمراه سپاهيان بسوى مكه باز گردد ) .
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء ممتحنه آيهء 1 - 5 .
[ ( 2 ) ] مر الظهران جائى است در يك منزلى شهر مكه سر راه مدينه .