( 1 ) شد كه آن حضرت شهيد از دنيا رفت .
مراجعت رسول خدا ( ص ) از خيبر :
پس از اينكه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از كار فتح خيبر فراغت حاصل كرد بسوى مدينه باز گشت و چون بوادى القرى رسيد چند روز در آنجا ماند و آنجا را محاصره كرد ( تا اهلش تسليم شدند ) سپس بمدينه آمد ، و در همانجا بود كه رفاعة غلام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بوسيلهء تيرى كه معلوم نبود كه از كجا آمد كشته شد [ ( 1 ) ] .
و از جرياناتى كه در مراجعت بمدينه يا در خود خيبر اتفاق افتاد ازدواج رسول خدا صلى اللّه عليه و آله با صفيه بود كه ام سليم - مادر انس بن مالك - صفيه را مهيا كرده سپس خيمهاى بر پا كردند و چون شب شد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به آن خيمه رفت و با او ازدواج كرد ، ابو ايوب انصارى نيز شمشيرى را بدست گرفت و تا صبح اطراف خيمهء آن حضرت پاس ميداد ، چون صبح شد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از خيمه خارج شد ابو ايوب را در پشت خيمه ديد ، فرمود : ابو ايوب در اينجا چه مىكنى ؟
عرض كرد : يا رسول اللّه از اين زن بر تو ترسيدم ، زيرا پدر و شوهر و قوم اين زن بدست تو كشته شده بودند ، و از طرفى تازه مسلمان شده بود ( و آنطور كه بايد شما را نمىشناخت از اين رو ترسيدم اين زن بشما گزندى برساند ) ؟ گويند :
رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دربارهاش دعا كرده گفت : بار خدايا چنان كه ابو ايوب از من محافظت كرد تو هم او را محافظت فرما .
( در اينجا ابن هشام داستان نماز صبح رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را كه بواسطهء خواب قضا شد از سعيد بن مسيب نقل كرده كه در هنگام مراجعت از خيبر اتفاق افتاد و چون داستان مزبور مورد ردّ و ايراد واقع شده و محتاج بمراجعه بكتب حديثى و فقهى مىباشد و مورد استفادهء خوانندگان نيز نبود از نقل آن خوددارى شد و هر كه
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام داستانى هم از اين غلام و جريان ديگرى از نزاع دو نفر از مسلمين نقل مىكند كه هر كه خواهد بصفحهء 339 ج 2 سيرة مراجعه كند