تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
( 1 ) اين پرچم را بگير و پيش برو تا خدا ( قلعه را ) برايت بگشايد . سلمة گويد : على پرچم را گرفت و بسرعت بسوى قلعه روان شد ، و من نيز دنبال او بودم ، پس هم چنان هروله كنان تا پاى قلعه بيامد ، و پرچم را در وسط سنگهائى كه پاى قلعه بود در زمين فرو برد ، مردى از يهوديان از بالاى ديوار قلعه سر كشيده گفت : تو كيستى ؟ على پاسخ داد : منم على بن ابى طالب . آن مرد يهودى ( رو به يهوديان كرده ) فرياد زد : سوگند بدانچه بر موسى نازل شد كه مغلوب شديد ! على بن ابى طالب از آنجا باز نگشت تا اينكه خداوند قلعه را بدست او گشود . ابو رافع - غلام آزاد شده رسول خدا صلى اللّه عليه و آله - گويد : من در آن روز همراه على بودم ، و چون بدر قلعه رسيد اهل قلعه بيرون آمده با او بجنگ پرداختند ، پس مردى از يهوديان بدست او ضربتى زد كه سپر از دستش افتاد ، در آن هنگام ديدم على عليه السلام دست برد و در قلعه را از جاى كند و آن را بدست گرفته سپر خويش قرار داد و تا پايان جنگ آن در در دست او بود ، و چون قلعه را فتح كرد در را به يك سو افكند ، در آن هنگام من و هفت نفر ديگر كه رويهم هشت نفر بوديم بنزد آن در رفته بهم كمك داده هر چه كرديم كه آن را از جا حركت دهيم نتوانستيم . [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] و مانند آنچه ابن سعد نقل كرده است مسلم در صحيح ( ج 5 ص 189 ط مصر ) و احمد بن حنبل در مسند ( ج 4 ص 52 ط مصر ) و حاكم در مستدرك ( ج 3 ص 38 ط حيدر آباد ) و بيهقى در سنن الكبرى ( ج 9 ص 131 ط حيدر آباد ) و بغوى شافعى در معالم التنزيل ( ج 6 ص 166 ط مصر ) و ديگران نقل كرده‌اند كه براى احاطهء بهترى مىتوانيد بكتاب احقاق الحق ج 5 ص 390 - 468 و يا بكتاب غاية المرام ص 465 - 471 مراجعه كنيد و از دنبالهء داستان خيبر نيز كه ابن هشام نقل كرده ظاهر مىشود كه محمد بن مسلمة قاتل مرحب نبوده ، زيرا در پايان جريان شكنجه دادن كنانة ذكر مىكند كه رسول خدا ( ص ) كنانة را كه حاضر نشد جاى گنجها را نشان بدهد بدست محمد بن مسلمة داد و او نيز كنانة را بجاى برادرش كه بدست يهود كشته شده بود بكشت .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 228 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى