( 1 ) ضمنا رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى رفتن بخيبر راهى را انتخاب كرده بود كه ميان يهود خيبر و قبيلهء غطفان كه از هم پيمانان يهود خيبر بودند حائل شود از اين رو در سر آب « رجيع » فرود آمد و اين منظور را عملى كرد ، از آن طرف چون قبيلهء غطفان از حركت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسوى خيبر مطلع شدند براى كمك بيهود خيبر هم پيمانان خود آمادهء حركت شدند و يك منزل هم راه رفتند ولى بفكر زن و بچهء خود كه بجاى گذارده بودند افتاده ترسيدند لشگر اسلام در غياب آنها به خانه و ديارشان حمله كنند و آنها را باسارت ببرند از اين رو بخانههاى خود باز گشته و دست از كمك به آنها برداشتند .
فتح قلعههاى خيبر يكى پس از ديگرى :
دستور حملهء بقلعههاى يهود از طرف رسول خدا صلى اللّه عليه و آله صادر شد و قلاع مزبور يكى پس از ديگرى بدست مسلمين ميافتاد و حضرت غنائم آن را ميان فاتحين پخش ميفرمود ، نخستين قلعهء كه فتح شد قلعهء « ناعم » بود كه محمّد بن مسلمة در پاى همان قلعهء بوسيله سنگى كه از بالاى ديوار بسرش افتاد كشته شد ، پس از آن قلعهء « قموص » كه قلعهء فرزندان أبى الحقيق بود فتح شد و در اين قلعه اسيران زيادى نصيب مسلمانان شد كه از آن جمله بود صفيه دختر حيى بن اخطب كه همسر كنانة بن ربيع و دختر عموى او بود و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله او را به خود اختصاص داد و بعدا بهمسرى آن حضرت در آمد ، و دختر عموى او را بدحيهء كلبى بخشيد [ ( 1 ) ] .
در ميان جنگجويان اسلام كسى كه از غنائم اين چند قلعه بى نصيب مانده بود تيرهء بنى سهم از قبيلهء اسلم بودند كه بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمده گفتند : يا رسول اللّه به خدا سوگند ما هم در گشودن قلعهها زحمت كشيده و كوشش كرديم ولى بهرهء بما
هامش
[ ( 1 ) ] ابن هشام در اينجا بنقل چيزهائى كه بنا بعقيدهء اهل سنت رسول خدا ( ص ) از آنها نهى فرمود و آنها را تحريم كرد مبادرت ورزيده كه چون بحث از آنها جنبهء فقهى داشت و خارج از بحث تاريخى ما بود از نقل آن خوددارى شد ، و براى اطلاع به صفحهء 331 ج 2 سيرة مراجعه شود .