تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
( 1 ) زيادى ريخته شود كه ) عروة بن مسعود خونبهاى آن سيزده نفر را از دارائى خود پرداخت و كسان مقتولين را بدين وسيله آرام نموده و كار را اصلاح كرد . بالجمله رسول خدا صلى اللّه عليه و آله همان سخنانى را كه بفرستادگان قبل از او فرموده بود بعروة نيز اظهار كرد ، و به او اطمينان داد كه قصد جنگ با قريش را ندارد . عروة از جاى برخاست تا بنزد قريش برگردد ولى متوجه شد كه مسلمانان احترام فوق العاده‌اى براى رسول خدا صلى اللّه عليه و آله قائل هستند ، آب وضوى او را نميگذارند به زمين بريزد و براى تبرك هر قطرهء آن را مىبرند اگر تار موئى از سر و صورت او بيفتد فورا آن را از زمين برداشته حفظ ميكنند ، از اين رو وقتى پيش قريش آمد گفت : اى گروه قريش من بدربار پادشاهان ايران و امپراطوران روم و سلاطين حبشه رفته‌ام ، و به خدا احترامى كه اطرافيان محمّد از او ميكنند بيش از احترامى است كه اطرافيان پادشاهان مزبور نسبت بدانها معمول ميدارند و بدين ترتيب هرگز او را تسليم شما نخواهند كرد و از دورش پراكنده نمىشوند اكنون هر فكرى داريد بكنيد و هر تصميمى كه مىخواهيد بگيريد .

فرستادگان رسول خدا ( ص ) بسوى قريش .

پس از رفتن عروة رسول خدا صلى اللّه عليه و آله خراش بن اميه خزاعى را بر شتر خويش كه اسمش ثعلب بود سوار كرده بنزد قريش فرستاد تا منظور آن حضرت را از اين سفر براى سران قريش شرح دهد ، ولى قريش شتر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را پى كردند و در صدد قتل خراش نيز برآمدند كه احابيش او را از چنگال قريش نجات داده مانع اين كار شدند و او را رها كرده بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله برگشت و جريان را بدان حضرت اطلاع داد . از آن طرف قريش چهل يا پنجاه نفر را فرستادند تا اطراف لشگر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله گردش كنند و اگر بتوانند كسى را دستگير كنند و بنزد آنها ببرند تا گروگانى از مسلمانان در دست قريش باشد ، ولى مسلمانان آنها را اسير كرده بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بردند و با اينكه آنها پيش از آنكه دستگير شوند سنگ و تير