تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
( 1 )

بيعت رضوان . . .

هنگامى كه خبر كشته شدن عثمان برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد فرمود : از اينجا نميرويم تا با قريش جنگ كنيم . و از اين رو از مردم بيعت گرفت كه تا پاى جان با او بجنگند ، و جابر گويد : بيعت آن حضرت فقط همين اندازه بود كه فرار نكنند و صحبتى از مرگ و كشته شدن در ميان نبود . ( رسول خدا صلى اللّه عليه و آله در زير درختى نشست ) و مسلمانان دسته دسته آمدند و با او بيعت كردند ، تنها كسى كه با آن حضرت بيعت نكرد ( مردى از منافقين بنام ) جدّ بن قيس بود كه خود را زير شكم شتر پنهان كرد تا مردم او را نبينند ، و بدين ترتيب بيعت نكرد . و نخستين كسى كه با آن حضرت در آن روز بيعت كرد مردى بود بنام ابو سنان اسدى ، و چون بيعت مسلمانان تمام شد آن حضرت بجاى عثمان يكى از دو دست خود را بر ديگرى زد ( و بدين ترتيب عوض عثمان نيز بيعت كرد ) . و پس از اينكه كار بيعت بپايان رسيد خبر آمد كه عثمان كشته نشده و خبر قتل او دروغ بوده است .

آمدن سهيل بن عمرو بنزد رسول خدا ( ص ) و تنظيم صلحنامه :

( قريش تدريجا به خود آمده و تصميم رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى جنگ وحشتى در آنها ايجاد كرد و بفكر پيدا كردن راه چاره‌اى افتادند ، از اين رو سهيل بن عمرو را بنزد آن حضرت فرستادند تا بهر ترتيبى هست او را راضى كند كه امسال بمدينه باز گردد تا قبائل عرب نگويند محمّد به زور وارد مكه شد ، و صلحنامه در اين باره تنظيم شود كه طرفين آن را امضاء كنند . سهيل بن عمرو بنمايندگى از طرف قريش بنزد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمد و چون چشم آن حضرت از دور بسهيل افتاد فرمود : قريش بفكر صلح افتاده‌اند كه اين مرد را فرستاده‌اند . آنگاه سهيل پيش آمد و با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دربارهء صلح بمذاكره پرداخت . و بالاخره پس از گفتگوى زيادى بتوافق رسيدند و قرار شد