تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
( 1 ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه اين خبر را شنيد گفت : واى بر قريش ، جنگ اينها را خورده است ، چه مىشد كه اينها مرا با ساير قبائل عرب واميگذاردند تا اگر آنها بر من پيروز شدند مقصودشان حاصل ميشد ، و اگر من بر آنها غالب ميشدم آنها بطور وفور در دين اسلام داخل ميشدند و اگر اين كار را هم نميكردند با قوه و نيرو با من ميجنگيدند ، قريش چه گمان ميكنند ؟ به خدا سوگند من در راه دينى كه خدا مرا بدان مبعوث فرموده آنقدر ميجنگم تا خدا آن را پيروز گرداند و يا اينكه جان خود بر سر اين كار گذارم و از ميان بروم » . سپس فرمود : كيست كه ما را از راهى ببرد كه قريش در آن راه نيستند ( تا به آنها بر خورد نكنيم ؟ ) مردى از قبيلهء اسلم برخاست و عرض كرد : من ميتوانم شما را از چنين راهى ببرم ، و از جلو به راه افتاد و آنها را از ميان دره‌هاى سخت و راههاى دشوار و سنگلاخ راهنمائى كرد و پس از اينكه مسلمانان راههاى سختى را طى كردند در انتهاى دره آنها را به فضاى وسيع و جادهء هموارى رسانيد در اين هنگام رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به مسلمانان فرمود . بگوييد : « نستغفر اللّه و نتوب اليه » و چون مسلمانان همگى استغفار و توبه كردند فرمود : اين ذكر همان « حطة » اى [ ( 1 ) ] بود كه بر بنى اسرائيل عرضه شد كه آن را بگويند ، و آنها نگفتند . و از آنجا بدستور رسول خدا صلى اللّه عليه و آله آمدند تا در « ثنية المرار » كه منزلگاه حديبية بود رسيدند ، در آنجا شتر آن حضرت از رفتن باز ماند ، همراهان گفتند : شتر واماند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : باز نمانده بلكه آن كس كه فيل را از رفتن بسوى مكه جلو گيرى كرد اين شتر را نيز از رفتن باز داشت ، و امروز هر پيشنهادى قريش به من بكنند كه دائر بر مراعات خويشاوندى باشد من آن را خواهم پذيرفت ، آنگاه بمردم فرمود : پياده شويد . عرض كردند : يا رسول اللّه در اين سرزمين آبى يافت نمىشود كه در كنار آن پياده شويم ؟ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تيرى از تيردان چرمى خود بيرون آورد و به مردى از
هامش
[ ( 1 ) ] اشاره بآيهء 58 از سورهء بقرة است .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 208 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى