تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
( 1 ) را بسر كشيد و بالشى زير سرش گذاردند و خوابيد ، من كه برائت خود را از اين تهمت ميدانستم هيچ تغييرى در حالم پيدا نشد ولى پدر و مادرم كه حقيقت را نميدانستند از آن ساعت كه حالت وحى برسول خدا صلى اللّه عليه و آله عارض شد تا وقتى كه آن حضرت به حال عادى برگشت نزديك بود قالب تهى كنند زيرا ترس آن را داشتند كه آيهء در تصديق گفتهء مردم بر آن حضرت نازل گردد . بالاخره اين حال سخت و اوقات بيم و اميد سپرى شد و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله عرق ريزان از زير بالاپوش برخاست و همانطور كه با دست عرق پيشانى خود را پاك ميكرد فرمود : اى عايشه مژده‌ات دهم كه خداوند برائت تو را از تهمت به من نازل كرد سپس به مسجد آمده آيات ذيل را بر مردم قرائت فرمود : « همانا آن گروه ( منافقان ) كه بر شما بهتان بستند مپندار كه بر شما ضررى زدند بلكه آن براى شما خير است و هر يك از آنها بپاداش اعمال خود خواهند رسيد . . . تا به آخر » [ ( 1 ) ] آنگاه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دستور داد بر كسانى كه اين تهمت را زده بودند مانند مسطح بن اثاثة و حسان بن ثابت ، و حمنه دختر جحش حد جارى كردند [ ( 2 ) ] ابو بكر روى خويشى و قرابتى كه با مسطح داشت و او نيز مردى فقير و بى بضاعت بود گاهگاهى كمكهائى بمسطح ميكرد و پولهائى به او ميداد كه پس از اين جريان كمك خود را قطع كرد ولى بر اثر نزول آيهء ( 22 از سورهء نور ) دوباره كمك خود را از سر گرفت . ابن هشام در اينجا داستانى از صفوان بن معطل و حسان بن ثابت نقل كرده و نيز اشعارى كه حسان پس از جريان افك در برائت عايشه سروده و اشعارى را كه يكى از مسلمانان در مذمت حسان و مسطح سروده نقل مىكند كه هر كه خواهد بدانجا مراجعه كند [ ( 3 ) ] .
هامش
[ ( 1 ) ] آيات 11 به بعد سورهء نور . [ ( 2 ) ] در آيهء 4 از همين سورهء نور دستور اجراى حد به كسانى كه زنى را بزنا متهم كنند ذكر شده [ ( 3 ) ] سيرة ج 2 : 304 - 307 .