تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
( 1 ) بوده‌ايم ! در صورتى كه به خدا سوگند ما بدين قصد نيامده بوديم ! خداى تعالى نيز در تأييد گفتهء بنى المصطلق اين آيه را نازل فرمود : « اى مؤمنان هر گاه شخص فاسقى براى شما خبرى آورد تحقيق كنيد ( و بدون تحقيق سخن او را تصديق نكنيد ) مبادا ( در اثر دروغ او ) از روى نادانى بقومى رنجى رسانيد و سخت پشيمان گرديد » [ ( 1 ) ] .

داستان افك :

( در مراجعت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله از اين سفر جريانى اتفاق افتاد كه باز بهانه‌اى بدست مخالفين پيغمبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و منافقين مدينه داد تا سخنان ناروائى نسبت برسول خدا صلى اللّه عليه و آله و همسرش عايشه بزنند ) قبلا بايد دانست كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بهر سفرى كه ميخواست برود ميان همسرانش قرعه ميزد و هر يك قرعه بنامش اصابت مىكرد او را همراه خود ميبرد و در جنگ بنى المصطلق قرعه بنام عايشه اصابت كرد . و رسم مردانى كه متصدى سوار كردن و پياده كردن زنان بودند اين بود كه هنگام حركت دادن آنها هودج را بر زمين ميگذاردند و خود بكنارى ميرفتند تا آنها سوار شوند و خود پرده‌هاى اطراف آن را ميآويختيد آنگاه مردى كه متصدى آن بود نزديك ميآمد و آن را روى شتر مىبست و مهار آن را بدست مىگرفت و شتر را حركت ميداد . هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله به نزديكى مدينه رسيد در يكى از منازل مقدارى از شب را در آنجا توقف كرد و سپس دستور حركت داد و مردم حركت كردند عايشه كه قبلا براى قضاء حاجت از هودج خارج شده بود در اين هنگام كه خواست خود را بهودج برساند متوجه شد كه گردن بندش گم شده و از اين رو بجستجوى آن به اين طرف و آن طرف رفت ، و متصديان هودج نيز به خيال اينكه عايشه در آن قرار دارد آن را بشتر بسته حركت كردند .
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء حجرات آيهء 6 .