( 1 ) و زيان قريش تمام شد زيرا زمين سر راه مسلمانان تا بدر با آمدن اين باران سفت و محكم شد ولى به عكس راه قريش گل شد و حركت را براى آنان مشگل ساخت .
و همين جريان سبب شد كه مسلمانان زودتر از قريش ببدر برسند و چون بأولين چاه رسيدند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرود آمد و همراهان نيز آماده شدند تا در آن مكان فرود آمده منزل كنند .
حباب بن منذر يكى از مسلمانان پيش آمده گفت : يا رسول اللّه آيا بدستور خدا در اينجا فرود آمدهاى و ما هم بناچار بايد فرود آئيم و قدمى پيش و پس نگذاريم يا مصالح جنگى و مقتضيات آن را در منزل كردن اينجا در نظر گرفتهاى ؟
فرمود : دستورى نرسيده ولى حساب مصالح جنگى است .
حباب گفت : پس دستور دهيد هم چنان تا به آخرين چاه پيش برويم و در آنجا منزل كنيم و چاههاى سر راه را پر كنيم و روى آن حوضى ساخته پر از آب كنيم و با اين ترتيب ما آب داريم ولى دشمن از آب محروم خواهد ماند ! رسول خدا فرمود : رأى صواب همين است كه تو گفتى .
سپس از جا برخاسته تا آخرين چاه پيش رفت و چنانچه حباب نظريه داده بود چاهها را گرفتند و روى آنها حوضى ساختند ، و در آنجا منزل كردند .
در اين هنگام سعد بن معاذ پيش آمده عرض كرد : اى رسول خدا اجازه بده براى شما عريش ( سايبان و پناهگاهى ) از چوب خرما بسازيم كه شما در آن منزل كنى ، و چند اسب تندرو نيز در كنار آن پناهگاه برايت آماده ساخته و نگاه ميداريم آنگاه ما بجنگ قريش ميرويم ، پس اگر خداوند ما را بر آنها پيروز كرد چه بهتر و اگر ما شكست خورديم شما بر يكى از آنها سوار شده خود را بمدينه ميرسانى و بساير مسلمانانى كه در مدينه هستند ملحق ميشوى و بوسيلهء آنها از خود دفاع ميكنى زيرا علاقهء آنان به تو كمتر از ما نيست ، و اگر ميدانستند كه تو در اين سفر بجنگ با قريش دچار ميشوى در مدينه توقف نميكردند و بهر ترتيبى بود همراه ما آمده بودند . . .
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 19
مساهمون: ابن هشام الحميري
ص١٩