تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
( 1 ) و مردم تو را به خوبى ياد كنند ؟ عتبة گفت : چكنم ؟ گفت : مردم را بمكة برگردان و از اين جنگ خونين جلوگيرى كن ، و ديهء عمرو حضرمى [ ( 1 ) ] را نيز به عهده بگير و خونبهايش را بپرداز ! عتبة گفت : آرى من اين كار را انجام مىدهم ، و تو گواه باش كه من خونبهاى او را به گردن گرفتم و خسارت مالى هم كه به او رسيده است ميپردازم اكنون بسراغ ابو جهل نيز برو زيرا تنها او است كه اختلاف ايجاد مىكند و نمىگذارد مردم بمكة باز گردند . اين را گفت و بميان سپاه قريش آمده روى سنگى ايستاد و با صداى بلند گفت : اى گروه قريش ! به خدا شما در جنگ با محمّد و پيروانش كارى از پيش نخواهيد برد و نفعى عايدتان نمىشود ، زيرا بر فرض كه بر آنها پيروز شويد و آنها را بكشيد اين كار موجب ناراحتى شما خواهد شد ، ( چون اينان اهل مكه و جزء قوم و قبيلهء شما هستند ) و شما عموزادگان يا دائىزادگان يا يكتن از عشيره و فاميل خودتان را كشته‌ايد و بعدها براى هميشه نمىتوانيد در روى هم نگاه كنيد ، پس بيائيد و به مكه برگرديد و كار محمّد را بساير اعراب واگذاريد ، تا اگر بر او پيروز شدند كه مقصود شما حاصل شده ، و اگر او بر آنها فائق آمد بشما زيانى نرسيده است ! حكيم بن حزام نيز از آن طرف بسراغ ابو جهل رفت تا او را هم قانع ببازگشت كند ، گويد : من وقتى بنزد ابو جهل رسيدم كه او زره خود را از ميان بارها بيرون آورده بود و براى پوشيدن آماده مىكرد ، به دو گفتم : عتبة مرا بنزد تو فرستاده و چنين و چنان گفته است .
هامش
[ ( 1 ) ] عمرو بن حضرمى همان كسى است كه در سرية عبد اللّه بن جحش بدست واقد بن عبد اللّه - يكى از مسلمانان - كشته شد ، و يكى از چيزهائى كه برخى از قريش را بجنگ بدر كشانده بود انتقام خون او بود ، از اين رو حكيم بن حزام بعتبة ميگويد : تو خون بهاى او را بپرداز و از انتقام صرف نظر كنيد .