تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
( 1 ) و بسخنان اين مرد - يعنى ابو جهل - نيز گوش ندهيد . سخنان اخنس در ميان بنى زهرة كه از او اطاعت ميكردند تأثير كرده تمام افراد خود را از همانجا برگرداندند و از اين رو هيچيك از بنى زهرة ( با اينكه هم پيمان قريش بودند ) در بدر حاضر نشدند . و ديگر از قبائل قريش كه در جنگ بدر حاضر نشدند قبيلهء بنى عدى بن كعب بود كه هيچيك از افراد آنها بهمراه قريش از مكه خارج نشدند و بجز اين دو قبيله از ساير قبائل از هر كدام دستهء بهمراه قريش آمده بودند . و از كسانى كه از همانجا بمكة بازگشت طالب بن ابى طالب بود كه ميان او و برخى از قريش گفتگو درگرفت و آنان بطالب گفتند : شما بنى هاشم با اينكه بهمراه ما بدينجا آمده‌ايد ولى به خدا سوگند ما به خوبى ميدانيم كه دلتان متوجه محمّد است و هواى شما با او است و همين سخن موجب شد كه طالب هم بمكة باز گردد و اشعارى نيز در اين باره گفت [ ( 1 ) ] .

فرود آمدن قريش در عدوه و رسيدن مسلمانان ببدر :

لشگر قريش هم چنان بيامدند تا در « عدوة قصوى » ( يعنى طرف دور آن بيابان نسبت به شهر مدينه ) در پشت تپهء بنام « عقنقل » فرود آمدند ، و در طرف ديگر آن بيابان وسيع كه نزديكتر به شهر مدينه بود در « عدوة دنيا » ( يعنى طرف نزديك آن بيابان نسبت بمدينه ) لشگر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرود آمد ، و چاههاى بدر در وسط آن وادى قرار داشت . سطح بيابان مزبور از رمل و خاك پوشيده بود ، آن قسمت كه از بدر به طرف مكه ميرفت و سر راه لشگر قريش بود خاك نرم و آن قسمت كه به طرف مدينه و سر راه لشگر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بود پوشيده از رمل و ماسه بود . هر دو لشگر شب را در نقطهء كه فرود آمده بودند منزل كردند ، در اين هنگام ابرى آسمان را فرا گرفت و باران تندى باريد ، باران مزبور بسود مسلمانان
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از اشعار مزبور بصفحهء 619 سيرة ج 1 مراجعه شود .