تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
( 1 ) خدا صلى اللّه عليه و آله به مسلمانان فرمود : آنها را واگذاريد و متعرضشان نشويد ، و بجز حكيم بن حزام هر كدام كه از آن آب خوردند در بدر كشته شدند . تنها حكيم بن حزام بود كه كشته نشد و بعدا كه مسلمان شد هر گاه ميخواست سوگند بخورد ميگفت : سوگند بدان خدائى كه مرا در جنگ بدر نجات داد .

مشورت كردن قريش براى بازگشت :

پس از اينكه قريش در آنجا فرود آمدند عمير بن وهب جمحى را فرستادند تا از وضع لشگر مسلمين و نفرات آنها اخبارى بدست آورد و به اطلاع ايشان برساند . عمير بن وهب اسب خويش را بجولان آورده و بدور سپاه مسلمين چرخى زد و بنزد قريش باز گشته به آنها گفت : عدد اينها سيصد نفر چيزى كمتر يا بيشتر است ولى مهلت بدهيد تا دور ديگرى بزنم و ببينم آيا كمينى در پشت سر ندارند . سپس براى بار دوم اسب خود را بجولان در آورد و آن اطراف را گردش كرده بازگشت و گفت : كمينى ندارند و كسى براى امداد پشت سرشان نيست ولى اى گروه قريش ( من در اين افراد ايمان و استقامت عجيبى مشاهده كردم ) اينهائى كه من ديدم شترانشان مرگ بر خود بار كرده ، و حيوانات آب كش ايشان نيز ( بجاى آب ) حامل مرگ نابود كنندهء هستند ، مردمى هستند كه پناهگاه و تكيه‌گاهشان فقط شمشيرشان مىباشد ، و به خدا سوگند چنانچه من ديدم اينها مردمانى هستند كه كشته نشوند تا حداقل بعدد نفرات خودشان از شما بكشند ، و در اين صورت ( اگر فرضا ما بر آنها پيروز شويم و همهء آنها را بكشيم ) با كشته شدن افرادى برابر آنها از سپاه ما ديگر زندگى براى ما چه لذتى دارد ؟ اكنون خود دانيد اين شما و اين ميدان جنگ ! سخنان عمير تزلزلى در افكار قريش انداخت از اين رو حكيم بن حزام برخاسته بنزد عتبة بن ربيعة آمد و گفت : اى ابو وليد تو بزرگ قريش و پيشواى آنانى ، آيا ميتوانى امروز كارى بكنى كه براى هميشه نامت به نيكى بماند