( 1 ) حفر كنند - و بگفته ابن هشام كسى كه آن را برسول خدا صلى اللّه عليه و آله پيشنهاد كرد سلمان فارسى بود - و خود آن حضرت نيز حفر قسمتى از آن را به عهده گرفت تا ديگران در كار و پاداش آخرت آن تشويق و دلگرم شوند ، افراد مسلمان نيز با ايمان و علاقهء محكمى دست به كار شدند ، فقط يك دسته از منافقين بودند كه تن به كار نميدادند و ببهانههاى مختلف و گاهى بدون اجازه و اذن رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دست از كار ميكشيدند و به داخل شهر بنزد زن و بچه خود ميآمدند ، ولى افراد با ايمان جز در مواقع ضرورى كه آن هم با اجازهء رسول خدا بود سرى بخانههاى خود ميزدند و ما بقى اوقات دلسوزانه كار ميكردند .
و از اين رو خداوند در مدح مؤمنان و مذمت منافقين آياتى نازل فرمود .
اما دربارهء مؤمنان اين آيه نازل شد :
« جز اين نيست كه مؤمنان حقيقى كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان كامل دارند و هر گاه در كارى كه حضورشان لازم باشد حاضر شوند تا اجازه نگيرند از نزد او بيرون نروند . . . . » تا به آخر آيه [ ( 1 ) ] .
و دربارهء منافقين دو آيه كه پشت سر اين آيه است نازل شد :
« . . . بايد كسانى كه از امر خدا مخالفت ميكنند بترسند از اينكه دچار فتنهاى گردند يا به عذاب دردناكى دچار شوند . . . » تا به آخر سورهء نور .
رجزى كه مسلمانان هنگام حفر خندق ميخواندند :
مسلمانان براى اينكه سرگرم باشند و خستگى در آنها اثر نكند اين رجز را ميخواندند :
سمّاه من بعد جعيل عمروا * و كان للبائس يوما ظهرا
يعنى ناميد او را رسول خدا پس از اينكه نامش « جعيل » بود « عمرو » و او براى بيچارگان پشتيبان است .
و مقصود از مصراع اول مردى بود كه نامش « جعيل » بود و رسول خدا او را
هامش
[ ( 1 ) ] سورهء نور آيه 62 به بعد .