تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
( 1 ) بنى النضير و بنى وائل بمكة رفتند و بزرگان قريش را بجنگ با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله تحريك كرده به آنها گفتند : ما نيز همه گونه مساعدتى را در اين راه با شما خواهيم كرد قريش از آنها پرسيدند : راستى شما اهل كتاب اول ( يعنى تورات ) هستيد بگوييد آيا دين ما بهتر است يا دين محمّد ؟ گفتند : مطمئن باشيد كه دين شما بهتر از دين او است و شما به حق سزاوارتر از او هستيد . و دربارهء همين سخن ايشان اين آيه نازل شد : « آيا نديدى كسانى را كه بهره‌اى از كتاب داشتند چگونه به ( بتهاى ) جبت و طاغوت گرويده ( و با مشركين هم عهد شدند ) و بكافران گويند : راه شما بهدايت نزديكتر از راه مؤمنين است ، اينانند كه خدا آنان را لعنت كرده و هر كه را خدا لعنت كند كسى مدد و يارى او نتواند كرد . . . » تا به آخر [ ( 1 ) ] اين گفتار يهود كه از روى حسادت سرچشمه گرفته بود قريش را در راه باطل خود استوار كرد و آنها را براى جنگ با رسول خدا صلى اللّه عليه و آله دلگرم ساخت و از اين رو آمادگى خود را به اطلاع يهود رساندند . يهوديان كه از همكارى قريش اطمينان حاصل كردند بنزد قبيله غطفان رفته و آنان را نيز بهر ترتيبى بود با خود همراه كردند ، كم‌كم ساير قبائل اطراف نيز به آنان پيوستند ، و روزى كه از مكه بيرون آمدند قبائل زير همگى در آن جنگ شركت داشتند : قريش كه سر كردهء آنها ابو سفيان بود ، غطفان كه رئيسشان عيينة بن حصن بود نيز با بنى فزارة آمده بودند ، حارث بن عوف با بنى مرة ، مسعر بن رخيلة با پيروان خود از قبيله اشجع ( و رويهم ده هزار مرد جنگى حركت كردند ) . اين خبر كه برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد دستور داد تا اطراف شهر را خندق
هامش
[ ( 1 ) ] سورة نساء آيهء 51 - 55 . و در برخى از تواريخ است كه يهود براى اينكه قريش به اين سخن اطمينان پيدا كنند به مسجد الحرام آمده و در برابر بتهاى مشركين سجده كردند و عملا حقانيت مذهب آنها را ثابت كردند .