( 1 ) آن حضرت آمده گفت : يا محمّد براى جنگ با قريش بدينجا آمدهاى ؟ فرمود : آرى و اگر تو مايل باشى ميتوانيم آن قرارداد صلح را ناديده بگيريم و شروع بجنگ كنيم تا خدا ميانهء ما حكم كند ؟ مخشى بن عمرو گفت : نه به خدا اى محمّد ما نيازى بجنگ نداريم .
در اينجا ابن هشام اشعارى از معبد بن ابى معبد و عبد اللّه بن رواحة و حسان بن ثابت و ابو سفيان نقل كرده است [ ( 1 ) ] .
غزوهء دومة الجندل [ ( 2 ) ] ( ربيع الاول سال پنجم هجرت )
در ماه ربيع الاول سال پنجم ( خبر برسول خدا صلى اللّه عليه و آله رسيد كه اعراب ساكن دومة الجندل قصد حمله بمدينه را دارند از اين رو ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله سباع بن عرفطه غفارى را در مدينه گماشت و خود با جمعى بسوى دومة حركت كرد .
ولى ( عربهاى مزبور كه خبر حركت لشگر اسلام را شنيدند نيروى مقاومت در خود نديده فرار كردند و از اين رو ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بدون آنكه با دشمن روبرو شود و جنگى ميان آنها واقع شود ( غنائمى از آنها بدست آورده ) بمدينه بازگشت .
جنگ خندق ( شوال سال پنجم هجرت )
چنانچه علماى تاريخ و حديث گفتهاند : سبب اين جنگ آن شد كه جمعى از بزرگان يهود بنى النضير كه از مدينه اخراج شدند مانند : سلام بن ابى الحقيق و حيى بن اخطب ، و كنانة بن ابى الحقيق ، و هوذة بن قيس ، و چند تن ديگر از
هامش
[ ( 1 ) ] سيرة ج 2 : 210 - 213 .
[ ( 2 ) ] دومة الجندل نام جائى است سر راه عراق و شام كه فاصلهاش تا مدينه 15 روز ( يا 12 روز ) بوده است .