تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
( 1 ) ( اين پيغام رسول خدا ) و اما بمردم هم سلام مرا برسان و بگو : سعد بن ربيع مىگويد : چشم بر هم زدنى از حمايت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله غافل نشويد كه اگر كسى به آن بزرگوار سوء قصدى كند شما هيچگونه عذرى پيش خدا نداريد . و در حديث است كه روزى در زمان ابو بكر مردى پيش او آمد و ديد دختر بچه‌اى در دامان ابو بكر است و ابو بكر او را ميبوسد . پرسيد : اين دختر از كيست ؟ ابو بكر گفت : از كسى كه بهتر از من بود ، اين دختر سعد بن ربيع است كه از نقباء انصار بود و در جنگ بدر نيز حاضر بود و در أحد بشهادت رسيد .

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بالاى جسد عمويش حمزة :

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بجستجوى كشتهء حمزة به راه افتاد تا اينكه او را در وسط درّه پيدا كرد و مشاهده نمود كه شكم و جگرش را دريده‌اند و گوش و بينى آن جناب را بريده و مثله كرده‌اند . پيغمبر اسلام از ديدن آن منظرهء رقت‌بار شديدا متأثر شده فرمود : اگر بخاطر اندوه خواهرش صفيه ، و ترس پيروى كردن ديگران از عمل من نبود او را به همين حال ميگذاردم تا درندگان صحرا و پرندگان هوا جسد او را بخورند ، و اگر روزى خداوند مرا بر قريش مسلط كند سى نفر از مردان ايشان را مثله ميكنم ! مسلمانان نيز كه اندوه زياد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله را مشاهده كردند و سخنش را در بارهء قاتلين عموى بزرگوارش شنيدند بدنبال سخن آن حضرت گفتند : به خدا اگر ما را هم خداوند بر ايشان مسلط كرد كشتگانشانرا چنان مثله ميكنيم كه تا كنون كسى را در عرب آنچنان مثله نكرده باشند . ابن هشام گويد : هنگامى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بالاى كشتهء حمزة آمد گفت تا كنون چنين مصيبتى به من نرسيده بود ، و تا بامروز در جائى نايستاده بودم كه به اين اندازه مرا خشمگين كرده باشد ، سپس فرمود : جبرئيل به من خبر داد كه نام حمزة در ميان اهل آسمانهاى هفتگانه بعنوان : « شير خدا و شير پيامبر خدا » نوشته شده است . ابن اسحاق از ابن عباس حديث كرده كه چون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و اصحاب
السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 118 | ابن هشام الحميري / سيد هاشم رسولي محلاتى