تخطي إلى المحتوى الرئيسي

السيرة النبوية ( زندگانى محمد ص ) ( فارسي ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
( 1 ) بود و حمزة دائى او محسوب ميشد با جسد حمزة هر دو را در يك جا دفن كردند چون گذشته از خويشاوندى نزديك ، جسد عبد اللّه را نيز مانند جسد حمزة مثله كرده بودند با اين تفاوت كه شكم عبد اللّه و جگرش را مانند حمزة پاره نكرده بودند و نيز فرمود : عمرو بن جموح و عبد اللّه بن عمرو بن حزام را كه در زمان حيات دو دوست باوفا و صميمى بودند در يك جا دفن كنند و ما بقى را هر دو نفر و هر سه نفر را در يك قبر گذاردند . و از جمله سخنانى كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بالاى سر كشتگان احد فرمود : اين بود كه گفت : من براى اين مردم گواهى مىدهم كه هر كس در راه خدا زخمى خورد در روز قيامت با همان جراحت در حالى كه خون از آن جارى است و بوى مشك ميدهد برانگيخته خواهد شد .

مراجعت از احد :

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و همراهان پس از فراغت از دفن كشتگان بسوى مدينه مراجعت كردند در راه كه مىآمدند حمنة خواهر عبد اللّه بن جحش را ديدار كردند اين زن گذشته از اينكه برادرش عبد اللّه كشته شده بود دائيش حمزة و شوهرش مصعب نيز بشهادت رسيده بودند ، مسلمانان ابتداء او را از مرگ برادرش عبد اللّه مطلع كردند ؟ حمنة كلمه استرجاع بر زبان جارى كرد [ ( 1 ) ] و براى عبد اللّه از خدا آمرزش طلبيد ، سپس خبر كشته شدن دائيش حمزة بن عبد المطلب را به او دادند او هم چنان كلمهء استرجاع بر زبان راند و برايش آمرزش طلبيد ولى هنگامى كه از قتل شوهرش مصعب بن عمير مطلع شد فريادى زده و بىاختيار صدايش بگريه بلند شد ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله كه ديد آن زن هنگام خبر مرگ دائى و برادر بىتاب نشد ولى هنگام اطلاع از مرگ شوهرش آنگونه بىتابى كرد فرمود : راستى كه هيچكس براى زن جاى شوهر را نميگيرد .
هامش
[ ( 1 ) ] يعنى گفت : « انا للّه و انا اليه راجعون » .