( 1 ) نكردند و عمرو بن جموح بجنگ رفت و سعادت با او همراهى كرده بشهادت رسيد [ ( 1 ) ]
جنايت هند جگرخوار ( مادر معاويه ) :
از جناياتى كه هند دختر عتبه ( همسر ابو سفيان ) در جنگ احد مرتكب شد و ساير زنان قريش نيز از او پيروى كردند اين بود كه بالاى كشتهء حمزة بن - عبد المطلب آمد و با كارد گوش و بينى او را بريد و سپس شكم حمزة را دريد و جگرش را بيرون آورد و خواست تا تكهاى از آن را بخورد ولى چون در دهان گذارد نتوانست فرو دهد و از دهان بيرون انداخت ، آنگاه بهمراهى ساير زنان قريش بسراغ ساير كشتههاى افراد مسلمان آمدند و همه را مثله كرده گوش و بينى بريدند ، و حتى هند از گوش و بينىهاى بريدهء آنان دستبند و گلوبند و خلخال براى خود ساخت و هر چه جواهرات داشت همه را بوحشى قاتل حمزة بخشيد و سپس به بالاى سنگى رفت و اشعارى دربارهء كشته شدن حمزة و سپاسگزارى از وحشى سرود كه زنى از مسلمانان كه او نيز نامش هند بود باشعار او پاسخ داد و عمر بن خطاب نيز حسان بن ثابت را تحريك كرد تا اشعارى در مذمت هند بگويد [ ( 2 ) ]
حليس بن زبان ابو سفيان را سرزنش مىكند :
حليس بن زبان رئيس گروهى از مردم مكه بود كه بهمراهى لشگر قريش بجنگ آمده بودند ، پس از پايان جنگ چشمش بابو سفيان افتاد كه بالاى كشته حمزة بن عبد المطلب ايستاده و نوك نيزهء خود بگوشهء لب حمزه مىزند و ميگويد :
هامش
[ ( 1 ) ] گويند : هنگامى كه عمرو بن جموح خواست از شهر مدينه بيرون رود دست بدعا برداشت و گفت : بار خدايا مرا برمگردان . و چون كشته شد فرزندانش جسد او را بر شترى گذاردند تا بمدينه آورند و در آن جا به خاك بسپارند ولى شتر از رفتن بسوى مدينه خوددارى مىكرد و مرتبا راهش را به طرف ديگرى كج مىكرد ، فرزندان عمرو كه اين جريان را ديدند به ياد دعاى پدر در هنگام خروج از شهر افتادند و او را در همان جا كه كشته شده بود به خاك سپردند .
[ ( 2 ) ] بسيرة ج 2 ص 91 - 92 مراجعه شود .