( 1 ) مرگ را بچش اى كسى كه از قوم و قبيلهات بريدى ( و آنان را كشتى ) ! حليس كه اين رفتار ناپسند را از مردى كه ادعاى رياست داشت بديد فرياد زد : اى بنى كنانة اين مرد مدعى است كه سيد قريش است بنگريد با كشتهء عموزادهء مردهاش چه مىكند ؟
ابو سفيان كه متوجه رفتار زشت خود شد بحليس گفت : ساكت باش ! اين لغزشى بود كه از من سر زد آن را مكتوم دار .
و چون ابو سفيان خواست بسوى مكه مراجعت كند به بالاى كوه رفته ( خود را مخاطب ساخته ) فرياد زد : كار را به آخر رساندى پس برترى گير [ ( 1 ) ] ، جنگ نوبتى است ( كه گاهى شما پيروز شويد و گاهى ما ) روزى به روزى ( يعنى امروز در برابر روز بدر ) .
سپس بت هبل را مخاطب قرار داده گفت :
اى هبل دين خود را آشكار كن [ ( 2 ) ] رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بعمر فرمود : برخيز و در پاسخ او بگو :
خدا برتر و بزرگوارتر است . ما با شما يكسان نيستيم كشتههاى ما در بهشتند و كشتههاى شما در دوزخ .
ابو سفيان كه صداى عمر را شنيد او را پيش خواند ، رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود :
برو ببين چه ميگويد عمر نزديك رفت ، ابو سفيان به او گفت : تو را به خدا سوگند محمّد كشته شد يا نه ؟ عمر گفت : نه او زنده است و هم اكنون سخن تو را ميشنود ابو سفيان گفت : سخن تو درستتر از سخن ابن قمئه است كه مىگفت : من او را كشتم .
هامش
[ ( 1 ) ] متن كلامى كه ابو سفيان گفت اين بود : « انعمت فعال . . . » و در معناى آن چند وجه گفتهاند كه ما يكى را انتخاب كرديم و براى توضيح بيشتر خوانندگان بپاورقى ص 92 ج 2 سيرة و ص 86 ج 15 لسان العرب ( ط بيروت 1376 ) مراجعه نمايند .
[ ( 2 ) ] در اينجا نيز عبارت عربى اين است : « اعل هبل » و در معناى آن وجوهى گفتهاند كه ما همان معنائى را كه ابن هشام از اين جمله كرده است انتخاب كرديم .