( 1 ) عبد الدار بود ، پس ( قبائلى كه در مكه و اطراف بودند سه دسته شدند ) : بنو اسد بن عبد العزى ، و بنو زهرة بن كلاب ، و بنو تيم بن مرة ، و بنو الحارث بن فهر ، بطرفدارى فرزندان عبد مناف برخاسته و بنو مخزوم ، و بنو سهم بن عمرو ، و بنو جمح بن عمرو ، و بنو عدى بن كعب بطرفدارى فرزندان عبد الدار قيام كرده ، و قبائل عامر بن لوى و محارب بن فهر نيز بى طرفى را اختيار كرده از معركه خود را بكنارى بردند .
هر دو دسته در برابر هم صف آرائى كرده سوگندهاى محكم خوردند كه تا آخرين نفس دست از يارى همديگر بر ندارند .
سوگند قبائل و جريان « حلف المطيبين » و « حلف الاحلاف » و « حلف الفضول »
حلف المطيبين :
فرزندان عبد مناف ظرفى پر از عطر كردند - و برخى گويند : برخى زنان آنها آن ظرف را آوردند - و در كنار خانه كعبه نهادند ، و تمامى قبائل هم سوگند ايشان دستهاى خويش را در آن فرو برده و سپس به ديوار كعبه ماليدند ، و بدين ترتيب وفادارى خود را نسبت بفرزندان عبد مناف ابراز داشتند ، و طرفدارى از آنان را بر خود لازم كردند و آنان را مطيبين [ ( 1 ) ] خواندند .
حلف الاحلاف :
فرزندان عبد الدار نيز در كنار خانه كعبه اجتماع كرده سوگندهاى محكمى براى وفا دارى و پايدارى خوردند ، و آنان را « أحلاف » ناميدند .
هر دو قبيله از قبائل طرفين در برابر هم صف بندى كردند ، فرزندان عبد مناف جنگ با قبيله بنى سهم را به عهده گرفتند ، و بنى اسد خود را آمادهء جنگ با فرزندان عبد الدار ، و زهرة با بنى جمح ، و بنو تيم در مقابل بنى مخزوم ، و بنو الحارث بن فهر در برابر بنى عدى بن كعب قرار گرفته و قرار شد هر كدام از قبائل
هامش
[ ( 1 ) ] يعنى « عطر آلودگان »