( 1 ) ( تا به آخر ) و ثعلبهء قضاعى نيز دربارهء كمكى كه بقصى در اين باره كردند گويد :
جلبنا انخيل مضمرة تعالى * من الاعراف اعراف الجناب ( تا به آخر )
و قصى بن كلاب نيز در پاسخ رزاح گويد :
انا ابن العاصمين بني لوى * بمكة منزلى و بهار بيت ( تا به آخر )
و چون رزاح بديار خود بازگشت خداوند فرزندان او و برادرش حسن بن ربيعة را زياد كرد و آن دو امروزه بنام قبيلههاى عذرة ( عذرة بن رفيدة ، و عذرة بن سعد ) خوانده ميشوند .
و از اتفاقاتى كه در زمان رزاح اتفاق افتاد اين بود كه در ميان رزاح و ميان نهد بن زيد ، و حوتكة بن اسلم كه دو طائفه از طوائف قضاعة بودند اختلاف و كدورتى پيدا شد ، و بدنبال آن رزاح آنان را تهديد كرد و آنان نيز از ترس رزاح بيمن گريختند و از ديار قضاعة جلاى وطن كردند ، و اكنون نيز در يمن سكونت دارند ، و چون قصى بن كلاب در ميان قبيلهء قضاعة بزرگ شده بود و با آنان بوسيلهء رزاح پيوند خويشى داشت و گذشته در جريان استيلاى بر مكه او را يارى كرده بودند به آنان علاقهمند بود ، و زيادتى آنها و اجتماعشان را در آن بلاد دوست داشت بدان جهت از اين كارى كه رزاح نسبت به آن دو طائفه انجام داده بود خوشش نيامده و بوسيلهء اشعار زير او را در اين كار ملامت كرده گفت :
الا من مبلغ عنى رزاحا * فانى قد لحيتك في اثنتين
لحيتك في بنى نهد بن زيد * كما فرّقت بينهم و بينى
و حوتكة بن اسلم ان قوما * عنوهم بالمساءة قد عنونى [ ( 1 ) ]
ابن هشام گويد : و برخى ابيات فوق را بزهير بن جناب كلبى نسبت دادهاند .
هامش
[ ( 1 ) ] از من برزاح بگوييد : من در دو كار تو را سرزنش ميكنم : يكى درباره بنى نهد بن زيد ، كه ميان من و ايشان جدائى انداختى ، و ديگر دربارهء حوتكة بن اسلم كه هر كس قصد آزار ايشان كند قصد آزار مرا كرده .