( 1 )
واگذاردن قصى بن كلاب مناصب خود را بفرزندش عبد الدار :
پيش از اين گفتيم كه قصى بن كلاب داراى چهار پسر بود بنامهاى : عبد الدار عبد العزى ، عبد مناف ، عبد .
عبد مناف و عبد العزى و عبد هر كدام داراى شخصيت و مقامى شدند ، و عبد الدار با اينكه از همهء آنها بزرگتر بود بپايهء آنان نميرسيد .
همين كه قصى بن كلاب بسن كهولت و پيرى رسيد بعبد الدار گفت : اى فرزند گر چه برادران اكنون در شخصيت و مقام از تو پيش افتادهاند ولى من نيز مقامى را به تو تفويض ميكنم كه هيچيك از قريش بدون اجازهء تو وارد كعبه نشود ، و هيچ پرچمى جز بدست تو در قريش براى جنگ بسته نشود ، و منصب سقايت حجاج در دست تو قرار گيرد ، و جز از طعام تو كسى در ايام حج طعام نخورد ، و جز در خانهء تو قريش در كارها تصميم نگيرند ، و بدين ترتيب دار الندوة و همچنين منصبهاى كليد دارى ، پرچمدارى ، سقايت ، و پذيرائى حجاج ، همه را بعبد الدار تفويض نمود .
و جريان پذيرائى حجاج و اطعام آنان بدين ترتيب بود كه قريش هر ساله در موسم حج اموال و آذوقه جمع كرده بنزد قصى بن كلاب ميآوردند ، و او نيز بوسيلهء آنها طعامى براى حجاج بى بضاعت فراهم ميساخت ، و از آنان پذيرائى ميكرد . و اين كار را قصى بن كلاب بر قريش فرض و لازم كرده بود ، و در آن دستورى كه در اين باره به آنان ميداد چنين گفت :
« اى گروه قريش شما همسايگان خدا و اهل حرم و خانهء اوئيد ، حاجيانى كه بدينجا ميآيند ميهمانان خدا و زائران خانهء اويند ، و سزاوارترين ميهمانان باكرام و احترام هستند پس بيائيد و در ايام حج براى آنان آب و غذائى تهيه سازيد و تا هنگامى كه اينجا هستند از آنان پذيرائى كنيد » .
بدنبال اين دستور قريش هر ساله از اموال خود مقدارى را كنار گذارده و بقصى ميدادند ، و او نيز بوسيلهء آنها در مني طعامى آماده ميكرد و از حجاج