( 1 ) پذيرائى مينمود .
و اين رسم هم چنان پس از او در ميان قريش بماند تا اينكه اسلام ظهور كرد ، و پس از ظهور اسلام نيز تا كنون مرسوم سلاطين چنان است كه هر ساله در منى طعامى آماده كنند و تا انقضاء حج بدان وسيله از حاجيان پذيرائى كنند .
اختلاف و نزاعى كه دربارهء اين مناصب ميان فرزندان عبد الدار و فرزندان عبد مناف پديدار شد :
قصى بن كلاب از دنيا رفت ، و قريش و فرزندان او هم چنان بر طبق دستورات او روزگار ميگذراندند ، و مطابق تقسيمى كه او كرده بود شهر مكه به چهار قسمت منقسم شده بود ، و هر قسمتى بدست گروهى از قريش و هم سوگندان آنها اداره ميشد ، و آنان در ميان خود آن قسمتها را از همديگر خريد و فروش كرده و ساير تصرفات را معمول ميداشتند ، و چون دوران فرزندان عبد مناف بن قصى يعنى :
عبد شمس و هاشم و مطلب و نوفل فرا رسيد آنان كه خود را برتر از فرزندان عبد الدار ميدانستند ، و در ميان قريش شريفتر از ديگران بودند تصميم گرفتند منصبهاى :
كليد دارى خانهء كعبه و پرچمدارى ، و سقايت حجاج و اطعام آنان را از فرزندان عبد الدار بگيرند ، در اين هنگام بود كه در ميان قريش اختلاف و نزاع پديد آمد و گروهى بطرفدارى فرزندان عبد مناف ، و گروه ديگر به يارى فرزندان عبد الدار برخاستند .
دستهء اول ميگفتند : فرزندان عبد مناف بواسطهء شرافت و بزرگى كه دارند به اين منصبها سزاوارترند .
دستهء دوم ميگفتند : مقامى است كه قصى بفرزندان عبد الدار واگذار كرده و نبايد از آنها گرفته شود .
طرفداران هر دو دسته :
رياست فرزندان عبد مناف با عبد شمس بود زيرا او سالمندتر و بزرگتر از ديگران بود ، و رياست فرزندان عبد الدار با عامر بن هاشم بن عبد مناف بن