( 1 ) و پرچمدارى ، همه بدست او افتاد .
قصى بن كلاب مكه را در ميان قريش چهار قسمت كرد و هر قسمت را بدست گروهى از آنان واگذار كرد و گويند : قريش تا بآنروز از كندن درختان در خانههاى خويش وحشت داشتند ولى قصى با اعوانش اين كار را بدست خويش كردند و خوف ايشان را از اين كار بر طرف نمودند .
و بالجملة كار قصى در ميان قريش بالا گرفت تا جائى كه هر زنى ميخواست شوهر كند و يا هر مردى ميخواست زن بگيرد ، و در هر كارى كه قريش ميخواستند مشورت كنند ، تمامى در خانهء قصى انجام ميشد ، و هر گاه ميخواستند براى جنگى پرچم ببندند در خانهء قصى و بدست يكى از پسران او بسته ميشد ، و هر دخترى كه ميخواست لباس مخصوص خود را كه در سنين معينى ميپوشيد بپوشد در خانه او ميپوشيد و آنگاه بخانهء خويش ميرفت ، و فرامينى كه او صادر كرده بود چه در زمان حيات و چه پس از مرگ او انجام آن در ميان قريش چون احكام دين لازم و واجب بود .
قصى براى مشورتهاى خود خانهء بساخت و در آن را به مسجد الحرام باز كرد و قريش نيز براى مشورت در كارهاى خويش در آنجا گرد هم جمع ميشدند .
و اين شعر را نيز شاعر عرب در وصف او گويد :
قصى لعمرى كان يدعى مجمّعا * به جمع اللّه القبائل من فهر
بازگشت رزاح بديار خود :
پس از آنى كه قصى از جنگ با خزاعة و بنى بكر فراغت حاصل كرد و فرمانرواى مكه شد رزاح با همراهان خود كه به يارى قصى آمده بودند ببلاد خويش بازگشتند و رزاح در اين باره اشعارى نيز گفت ( كه شعر اول آن اين است ) :
لما اتي فى قصى رسول * فقال الرسول أجيبوا الخليلا [ ( 1 ) ]
هامش
[ ( 1 ) ] براى اطلاع از تمامى اشعار رزاح و ثعلبة و قصى بصفحات 126 - 128 سيره مراجعه شود .